فدك ذوالفقار فاطمه(4)
مالكيت فدك از نظر شرع:
قبل از اين گفتيم بر اساس قراردادي، فدك جزء بلاد مسلمانان شد، اما از نظر قانون اسلام، فدك و هر سرزميني كه بدست مسلمانان فتح مي شود، مال چه كسي خواهد بود؟
سرزمينهايي كه فتح مي شدند و به دو صورت بوده است، يا به قدرت نظامي و جنگ و خونريزي فتح مي شدند كه ((غير مفتوح العنوه)) ناميده مي شود.
اموال و سرزمينهايي كه با جنگ و لشكركشي بدست مي آمد، غنيمت ناميده مي شد و به موجب آيه شريفه: ((و اعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و اليتامي و المساكين و ابن السبيل)) (1)، يك پنجم آن مال پيامبر(ص) بود، و حضرت رسول تا زماني كه زنده بود غنيمت را همانگونه كه قرآن مي فرمايد، تقسيم مي كرد.
طبري با ذكر روايات محتلفي مي گويد: ((هرگاه براي رسول الله(ص) غنيمت مي آوردند، آنرا پنج قسمت مي كرد. چهار قسمت براي مجاهدان بود و از آن سهم ديگر، مشتي برمي داشت براي خانه كعبه و آن سهم الله بود. باقيمانده را تقسيم مي كرد و سهمي براي خود و سهمي براي ذي القربي (خويشان) و سهمي براي يتيمان و سهمي هم، براي ابن سبيل قرار مي دادند.))(2)
اموالي كه بدون جنگ بدست مي آمد((فييء)) ناميده مي شد و به موجب آيه ((و ما افاء الله علي رسوله منهم فما اوجفتم عليه من خيل و لاركاب و لكن الله يسلط رسله علي من يشاء والله علي كل شييء قدير)) (3) بين مسلمانان تقسيم نمي شد، بلكه مال پيامبر بود و تا زماني كه پيامبر در قيد حيات بود، به مين روش عمل مي كردند و در ابتدا براي بعضي مسلمانها جاي سوال بود.
واقدي مي نويسد:
عمر درباره اموال طائفه بني نضير، از پيامبر سوال كرد: ((يا رسول الله، آيا غنائم را تخميس نمي كنيد؟))
حضرت فرمودند: ((آنچه را كه خدا مخصوص من قرار داده است به ديگران نخواهم داد)). (4)
فخر رازي درباره((فييء)) مي گويد: ((صحابه از پيامبر(ص) خواستند ((فييء)) را بين آنان تقسيم كند، همانگونه كه غنائم را تقسيم مي نمود و لذا خداوند به واسطه نزول آياتي، فرق بين آن دو را اين گونه بيان نمود: ((براي غنيمت تحمل مشقت نموده ايد و بر مركب براي جهاد سوار شده ايد، ولي براي ((فييء)) مشقتي نبوده، پس خداوند اختيار آن را به عهده پيامبر گذاشته، در هر موردي كه خواست مصرف نمايد)). (5)
و بلاذي در ذيل اين آيه مي نويسد:
((خداوند به مردم اعلام فرمود: كه ((فييء)) مخصوص رسول خدا هست و براي ديگران نمي باشد)).(6)
فدك مخصوص پيامبر
بنابراين از آنجا كه فدك بدون جنگ به دست آمد، به موجب دستور الهي، مال پيامبر (ص) است.
فريقين در اين مورد اتفاق دارند، كه به چند نمونه از كلمات اهل سنت در ذيل اشاره خواهيم كرد:
ياقوت حموي مي نويسد: (( فهي مما لم يوجف عليه بخيل و لا ركاب فكانت خالصه لرسول الله(ص))). (7)
فدك سرزميني است كه مسلمانان براي فتح آن مركبي سوار نشده اند، پس مخصوص پيامبر(ص) گرديد.
بلاذري مي نويسد: (( فكان نصف فدك خالصا لرسول الله(ص) )). (8)
نصف فدك مخصوص پيامبر (ص) گرديد.
ابن هشام مي نويسد: (( فكانت فدك لرسول الله (ص) خالصه لانه لم يوجف عليها بخيل و لاركاب )). (9)
فدك مخصوص پيامبر گرديد، چون مسلمانان براي آن جنگ نكرده بودند.
ابن كثير مي نويسد: (( كانت هذه الاموال لرسول الله خاصه )).
همه ((فيي)) مخصوص پيامبر گرديد. (10)
بخاري مي نويسد: (( فان ذلك كله كان للنبي (ص) خاصه)).
همه ((فيي)) مخصوص پيامبر (ص) بود.(11)
پس در اينكه فدك مخصوص پيامبر بود، اشكال و شكي وجود نداشته است. (12) و هر چيزي كه مال پيامبر است به موجب (( الناس مسلطون علي اموالهم)) (13) حضرت مي تواند در آن هر تصرفي بفرمايد. ملكيت آن را به كسي واگذار كند، يا عوائد آن را به كسي ببخشد، يا در منافع عمومي مصرف نمايد. ادامه دارد
1) ((بدانيد هرگونه غنيمتي به دست آوريد، خمس آن براي خدا، و براي پيامبر، و براي ذي القربي و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها است...)) انفال:41
2) جامع البيان طبري: 10/4-5 . انساب الاشرف1/561-517 . تهذيب4/113 .
3) ((و آنچه خدا از آنان (يهود) به رسولش بازگردانده (و بخشيده) چيزي است كه شما براي به دست آوردن آن (زحمتي نكشيديد) نه اسبي تاختيد و نه شتري؛ ولي خداوند رسولان خود را بر هركس بخواهد مسلط مي سازد، و خدا بر هر چيز توانا است!)) سوره حشر آيه 6
4) مغازي واقدي:1/377
5) تفسير كبير: 29/284
6) انساب الاشرف1/518، به تهذيب 4/116 و كافي 1/618 مراجعه شود.
7) معجم البلدان ماده فدك
8) فتوح البلدان: 46
9) سيره ابن هشام: 3/201
10) البدايه و النهايه: 3/231
11) سيره حلبي: 3/487
12) به مصادر زير مراجعه شود:
كامل ابن اثير:1/598، تفسير فرات كوفي:1/222، تاريخ مدينه المنوره، عمر بن شبه المنيري: 1/192، تاريخ طبري: 3/15، 20 و كشاف 4/82، مجمع البيان9/206، تبيان 9/564، الميزان 19/203، انساب الاشراف: 1/519.
13) مردم مي توانند در اموال خود هر تصرفي اعمال كنند. اگر چه پيامبر(ص) بر امال و نفس مومنان نيز اولويت دارد.
روزی خواهد آمد و حقیقت را خواهد گفت. اما امروز من و تو حقیقت را آنچنان که می شناسیم می گوییم. نه از کسی تقلب می کنیم و نه به کسی تحمیل.