فدك ذوالفقار فاطمه(3)
ادامه مقدمه مولف:
عده اي كه پيامبر(ص) مدينه را هنگام وفاتش از آنها خالي مي خواست، تا علي تنها باشد... از فرصت بدست آمده (غسل دادن پيامبر) استفاده مي كنند و دور از چشمان بني هاشم و حضرت علي در سقيفه شورايي چند نفره، بدون وجود رقيب برپا مي كنند...(1) و بالاخره كار به جايي مي رسد كه از بني هاشم و دوستداران خاندان پيامبر(ص)، چون عباس و ابوذر نبايد كسي به مسئوليتي(ولو حقير) برسد... و در مقابل دشمنان خاندان نبوت، چون خالد و معاويه در مناصب قرار گيرند... (2)
ذر اين روزها بود كه اموال پيامبر را، خمس، فييء(سهم ذي القربي) و حتي فدك فاطمه (س) را از اميرالمومنين(ع) مي گيرند تا...
در اين نگاه فدك با اسلام و پيامبر(ص) و ولايت اميرالمومنين(ع) پيوند مي خورد، از اين زاويه فرياد براي فدك، فرياد براي غربت اسلام و تنهايي اميرالمومنين(ع) مي باشد. لازمه اين بعد فدك فريادهاي فاطمه(س) و اعتراض مستمرانه ائمه معصومين(عليهم السلام) در طول تاريخ است.
هدف از مطلب دنباله دار: بررسي قسمتي از تاريخ اسلام، در اين بررسي بگونه اي سعي بر كش و بازگو كردن حقايق شده است كه احترام شخصيتهاي مذهبي حفظ شود و به اين منظور در تمام مقاله براي بيان حقايق، از سخنان بزرگان و سياستمداران همان دوران استفاده شده و هرگز از تعبيري كه آنان نموده اند، تجاوز نشده است.حتي در بعضي موارد براي رعايت اين معني از سخناني كه صدورشان از اصحاب پيامبر قطعي است چشم پوشيديم، تا بدون اصطكاك حقايق گفته شود. البته در نگاشتن بعضي از تعابير كه بين خود صحابه گفته شده است بر نويسنده ايرادي نخواهيد گرفت؛ چون تاريخ صدر اسلام است و بايد آن گونه كه هست بيان شود.
روش مطلب: در اين مطلب تاريخ فدك را از زماني كه جزء سرزمين اسلام شده، به استناد منابع اهل سنت و شيعه نگاشته ايم و در هر قسمت، با منابع اهل سنت مطالب آن را ثابت كرده ايم و از منابع شيعه براي تاييد يا توضيح استفاده نموده ايم.
با آنكه كتاب تحقيقي در اين زمينه است، اما تلاش شده به گونه اي نوشته شود كه براي عموم قابل استفاده باشد، در حالي كه تحقيق است از تحليل نيز بي بهره نيست و در حالي كه تاريخ است در مورد لزوم استدلالي است.
نظر نويسنده بر آن است كه دقت در سير تاريخي فدك، قضاوت درباره آن را آسان مي كند- مثلا اگر تاريخ ثابت كند كه رسول الله (ص) فدك را به دخترشان هديه نمودند روشن است كه حكم كردن به مصادره آن بسيار خلاف مي باشد- لذا از خوانندگان محترم اميد مي رود كه در مسير بحث دقت نمايند.
و از ناموس خلقت و درخت نبوت؛ اميد پذيرش تلاش ناچيز و گذشت از لغزشهاي آنرا دارم.
پاورقي
1)تاريخ طبري:3/201 – 206 – 219 سيره ابن هشام: 4/310 كامل:2/10 الي 14
2) ((به عمر گفته شد: چرا يزيد بن ابي سفيان و سعيد بن عاص و معاويه و ... را در مصادر امور قرار دادي و علي و عباس و زبير و طلحه را كنار گذاشتي؟!
عمر گفت: علي بالاتر از اين مقامها مي باشد(حقيقت: يعني خود عمر او را برتر از همه مي دانست) و اما آمهاي ديگر از قريش، مي ترسم كه در شهر ها پراكنده شوند و موجب فساد گردند.)) {كدام فساد كه بهترين اصحاب پيامبر مي خواهندمنتشر كنند} شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد:9/30
و گاهي در برابر اين سوال كه چرا بزرگاني از صحابه را كنار گذاشتي؟ مي گفت: مي ترسم آنها را به كار حكومت آلوده كنم. طبقات الكبري:3/283
و پا را از مرجله فراتر گذاشتند؛ عده اي از اصحاب را به خاطر نقل احاديث(درباره اهل بيت پيامبر(ص)) در مدينه حبس و ممنوع الخروج كردند. مجمع الزوائد: 1/149، به مستدرك 1/102 نيز مراجعه شود
و سخت گيري بر خاندان پيامبر(ص) آن زمان به اوج خود رسيد كه معاويه نوشت: در مقابل كسي كه در فضل علي روايتي كند، هيچ تعهدي نخواهم داشت. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد:11/44
روزی خواهد آمد و حقیقت را خواهد گفت. اما امروز من و تو حقیقت را آنچنان که می شناسیم می گوییم. نه از کسی تقلب می کنیم و نه به کسی تحمیل.