تبليغاتX
حقیقت -
 

در حاليكه فقط دو ماه چند هفته تا انتخابات جديد رياست جمهوري دهم باقي مانده، گزارشات از اختلافات داخلي جناح چپ خبر مي دهد.
حزب اعتماد ملي كه رياست آن را مهدي كروبي بر عهده دارد، رئيس خود را بعنوان كانديداي اين حزب معرفي كرده است. مهدي كروبي نيز در برنامه هاي مختلف تبليغاتي خود، اصرار بر ادامه دارد و مدعي شده كه تحت هيچ شرايطي كناره گيري نخواهد كرد.
اما در جبهه ي مشاركت نيز درگيري چند روزي است كه به اوج رسيده است. سيد محمد خاتمي، رئيس جمهور دوره هاي ششم و هفتم ايران كه اعلام كرده بود: «يا من يا مير حسين موسوي، يك نفرمان به ميدان خواهيم آمد» پس از اينكه اطمينان حاصل كرده بود كه موسوي به ميدان مبارزاتي باز نخواهد گشت، اعلام كانديداتوري كرده بود. به همين خاطر، جناح هاي چپ وابسته از اعلام كانديداتوري وي، حمايت كردند. اعلام ناگهاني حضور ميرحسين موسوي براي انتخابات دور دهم، جناح چپ را دست پاچه و سردرگم كرد. برخي از اصلاح طلبان، اعلام حمايت كردند. اما اكثراً وي را 10درصد اصلاح طلب و 90 درصد اصولگرا معرفي كردند. اما موسوي برخلاف پندار اكثريت اصلاح طلب از كانديداتوري كناره گيري نكرد تا جاييكه سيد محمد خاتمي با توجه به گفته هاي پيشين خود، ناچار به كناره گيري شود تا اختلافات ميان اين احزاب مختلف، شعله ور شود. سيدمحمد خاتمي، درحالي از كانديداتوري كناره گيري كرد كه تمايلش براي ادامه همچنان پابرجا بود. تمايلش را مي توان در آخرين سخنراني وي كه با غرور سخن مي گفت مشاهده كرد. خاتمي اعلام كرد: «به علّت تعدد كانديداهاي جناح چپ، از كانديداتوري كناره گيري مي كنم. زيرا تعدد باعث شكسته شدن آرا مي شود و اين يعني اينكه احتمالاً كار به دور دوم خواهد كشيد. اگر كار براي من به دور دوم كشيده شود، يعني شكست!!!! اما براي موسوي دور دوم يعني پيروزي» و با اين كار، سعي نمود كه ضمن اعلام حمايت ضمني از موسوي، وي را از خود كوچكتر بشمارد.
اما جريان اصلاح طلبان در اين ميان، به دو دسته ديگر تقسيم شدند. حاميان موسوي و مخالفانش. اكنون اكثريت جناح اصلاح طلب كه تا ديروز موسوي را 10 درصد اصلاح طلب مي دانستند، از اكنون وي را 90 درصد اصلاح طلب مي شمارند. معلوم نيست كه آيا اصلاح طلبان در مورد موسوي اشتباه كرده بودند، يا اينكه موسوي در اين حدفاصل تغيير رويه داده است و اصلاح طلب شده است. اين جريان اعتقاد دارند كه موسوي مي تواند آراي خفته را به دنبال خود داشته باشد. اما از خاتمي ديگر گذشته كه آراي خفته را براي اصلاح طلبان زنده كند.
اما جريان مخالفانش كه طرفداران كانديداتوري خاتمي هستند و غالباً از حزب مشاركت مي باشند، با اعلام اينكه خاتمي در جايگاهي نيست كه شخص ديگري را جايگزين خود كند، ضمن ابراز عصبانيت از كناره گيري خاتمي از صحنه انتخابات، از حمايت ضمني خاتمي از موسوي نيز گله مند هستند. اين در حاليست كه خاتمي نيز از سران اين حزب و برخي ديگر از اصلاح طلبان گله مند است كه قبل از رايزني با موسوي، به وي اصرار كردند كه به صحنه انتخابات بيايد و خود نيز اعتقاد دارد كه براي اين موضوع عجله كرده است.
آنچه مسلم است اين است كه اين انتخابات براي جريان اصلاح طلب حكم مرگ و زندگي را دارد كه حكم مرگ آن نزديكتر است. چرا كه ضمن آنكه اكثريت مردم از دوران 10 سال حاكميت اصلاح طلبان بر رياست جمهوري و مجلس راضي نيستند، حضور كروبي و كانديداي ديگر، باعث شكسته شدن آراي جريان اطلاح طلب خواهد شد. اين موضوع تجريه تلخ دوره ي گذشته است كه مهدي كروبي و دكتر معين از سوي جريان اطلاح طلب انتخاب شدند و هر دو در همان دور اوّل از كوران رقابت خارج شدند.

نوشته شده توسط محمدرضا بلبل پور در یکشنبه 1388/01/02 |