مقدمه:
امروز، سالهای نوجوانی به عنوان مهمترین و پرحادثه ترین دوران رشد فرد در زندگی شناخته شده است. مشکلات خانه و مدرسه در ارتباط با نوجوانان و افزایش فراوانی بزهکاریهای نوجوانان، دانشمندان و روانشناسان را بر آن داشته است تا بر اساس مشاهدات و مطالعات علمی و بالینی تلاش نمایند که تصویر نسبتا جامعی از رفتارهای بهنجار و ویژگیها و الگوهای شخصیتی نوجوان در این دوره مهم از زندگی رشدی او ارائه دهند. در سالهای اخیر، زمینه های تحقیقاتی که توجه قابل ملاحظه ای را به خود جلب کرده است، عمدتا در ارتباط با آثار تغییرات جسمانی بر نگرشها و رفتارها، پذیرش اجتماعی و ویژگیهای روانی و عاطفی و اجتماعی، به عنوان عوامل تعیین کننده رفتار نوجوان بوده است.
مشکلات عاطفی نوجوان
به طور کلی تعداد تجربه های هر فرد بستگی به میزان رشد او و نوع محیطی که در آن زندگی می کند دارد. در این بخش به تعدادی از مشکلات عاطفی نوجوان که عمدتا ناشی از تغییرات فیزیولوژیکی بلوغ در او می باشد، اشاره می شود.
ترسها و نگرانیها
در میان تجربه های عاطفی نوجوان، به ترسها و نگرانیها او باید کمتر از همه بها داد، زیرا بسیاری از آنها تخیلی و غیر واقعی و بیشتر از آن چیزی است که در زندگی آنان وجود دارد. با این حال ترس، مانع فعالیت و عمل سازنده و مثبت در فرد می شود. بنابراین یا از موقعیت ترس آور ناراحت کننده فرار می کند و یا تسلیم می شود که در هر دو حالت ناسالم است.
مطالعات نشان می دهد که افراد ناسالم و یا خسته بیشتر از افراد سالم و با نشاط در معرض ترس ونگرانی هستند. برای مقابله با ترس و نگرانی، باید نخست ماهیت موقعیت ترس آور را شناخت و رابطه او با محیط را کاملا درک کرد. روانشناسان همراه کردن ترس با موفقیت و یا فعالیتی مطبوع را به عنوان موثرترین راه مقابله با ترس، توصیه می کنند.
راهنمایی و مشاوره نوجوان در زمینه های تحصیلی، شغلی و مسایل و مشکلات فردی، یکی از کارآمدترین راههای کمک به نوجوان در رفع مشکلات است.
خشم و حسادت
از مجموعه عواطف و هیجانات، خشم و عصبانیت متداولترین آنهاست. هرگاه نوجوان خشم را با فراوانی و شدت زیاد تجربه کند، سازگاری او به خطر می افتد. هر چند که خشم گاه می تواند ارزش مثبت نیز داشته باشد. در پدیدآیی خشم، روانشناسان معتقدند که وضعیت فیزیکی و شرایط روانی خانه اثر قابل ملاحظه ای بر تعداد و شدت خشم در نوجوان دارد. همچنین رابطه معینی بین خشم با وضعیت سلامت و نگرش و ادراک نوجوان نسبت به تغییرات جسمانی وجود دارد. به تدریج منبع اصلی خشم را می توان در اختلاف و تعارض نوجوان با پدر و مادر و دیگر افراد بزرگسال در زمینه مسائل عادی زندگی و تمایل به انجام آنها به طور مستقل پیدا کرد.
هیجان پیچیده حسادت نیز خیلی زود در زندگی فرد پدید می آید و می تواند یک مشکل اساسی در زندگی او به شمار آید. حسادت عمدتا نسبت به خواهر یا برادر بروز می کند و ناشی از تبعیض والدین در مورد فرزندان است.
با بازرگتر شدن کودک و تماسهای بیشتر اجتماعی او، حسادت نسبت به خواهر و برادر کاهش می یابد، مگر آنکه تبعیض والدین نسبت به یکی از فرزندان آگاهانه و یا ناآگاهانه ادامه یابد. مقایسه های غیر اصولی و غیر منصفانه پدر و مادر و یا معلمان باعث می شود حسادت در نوجوان تداوم یابد.
رشد اجتماعی به هر حال رشد عاطفی و توان نوجوان در کنترل هیجانات ناسالم، یکی از مهمترین عوامل در رشد و سازگاری اجتماعی نوجوان است. رشد اجتماعی فرد بستگی تام به انواع شرایط محیطی زندگی فرد دارد. رشد اجتماعی نیز مانند دیگر ابعاد پیچیده رشد، تنها در نتیجه تغییرات فیزیولوژیکی بلوغ حاصل نمی شود، بلکه شامل فرصتهای مناسب، برای یادگیری و تمرین عادات و مهارتهای اجتماعی است. اهمیت رشد اجتماعی انسان در زندگی امروز، نه تنها در یادگیری کنار آمدن و سازگاری با محیط اطراف است، بلکه در مسئولیت پذیری فرد و همبستگی و پیوند سالم او با گروه و در نهایت به عنوان یک شهروند نیز نمایان است. برای این منظور، نهادهای اجتماعی مهم چون خانه، مدرسه و جامعه در پایه ریزی این امر مهم باید از همان اوان کودکی، به نوبت و در تعامل با یکدیگر عمل کنند. ارتباط سالم و سازنده نوجوان با گروه همسال و افراد کوچکتر و بزرگتر از خود در خانه و مدرسه و اجتماع، یکی از نشانه های چشمگیر رشد اجتماعی فرداست. علاوه بر آن بازی و فعالیتهای مختلف علمی، بدنی، هنری، مذهبی و غیره و صرف درست اوقات فراغت، بخش مهمی از فرایند اجتماعی شدن نوجوان را تشکیل می دهد.
نیازها و علائق نوجوان
دوره اول نوجوانی (دوازده تا پانزده سالگی) که همزمان با سالهای دوره راهنمایی نوجوان در مدارس است معمولا دشوارترین زمان برای نوجوان و بزرگسالان زندگی او خواهد بود. هیجانات و عواطف آنان اغلب شدید، تغییر حالتهای آنان زیاد و سریع می باشد. آنان به دنبال هیجانان هستند و از اینکه با آنان مانند کودکی رفتار می شود، به شدت خشمگین می شوند. لکن در زیر این طغیان، لباسهای ژولیده و یا روشنفکری خام و تلاش روزافزون برای بزرگتر شدن، یک احساس نا امنی شدید آن را رنج می دهد. آنها درباره ظاهر خود و طبیعی بودنشان نگرانند. درباره امور مدرسه و درس خود نگرانند. در تحقیقی که نویسنده در سال 1358 روی چهار هزار نوجوان دوازده تا پانزده ساله انجام داد نوجوانان نگرانیهای خود را در همه زمینه ها از جمله روشهای مطالعه، مردودی، افت تحصیلی و دیگر زمینه های درسی بیش از بقیه مسایل بیان داشتند. علاوه بر آن در مورد پذیرش یا عدم پذیرش در گروه همسال خود نگرانند. و برخی از آنان به دلیل گرایشهای مذهبی، نسبت به آنچه در خلوت خود انجام داده اند احساس گناه می کنند. خوشبختانه بسیاری از نوجوانان دارای گرایشهای بسیار مثبتی نسبت به مذهب هستند. و ارزشهای مطلوب معنوی آن را تشخیص می دهند.
نوجوانی که به خداوند و اصول مذهبی معتقد است، نه فقط به هنگام مواجه با مشکلات، بلکه در سراسر زندگی روزانه، بر اعتقادات مذهبی خویش به عنوان بهترین راهنما در فرآیند رشد، تکیه دارد و از قدرت و جراتی که ایمان مذهبی در او پدید می آورد، بهرمند می گردد.
نیازهای نوجوان
خصوصیات بسیار ویژه این دوره از زندگی نوجوان که از تمایلات نسبت به جنس مخالف تا الگوهای فردی رفتارهای مناسب با این تمایلات را در بر می گیرد، تنشهای فراوانی را در نوجوان پدید می آورد. سولیوان یکی از روانشناسان معاصر در این دوره سه نیاز مهم نوجوان را نام برد:
1) نیاز به امنیت شخصی و یا کاهش اضطراب.
2) نیاز به تعلق و پیوستگی که در قالب دوستیهای نزدیک با گروه همجنس نوجوان بروز می کند.
3) نیاز به ارضاء صاعقه های جنسی که به دلیل ترشحات هورمونی در وضعیت زیستی او پدید آمده است و گاه آرامش او را بر هم می ریزد.
آگاهیهای لازم برای والدین
امر تربیت، با همه آسانی، کار دشواری است. این سخن، بدان خاطر است که انسان موجودی پیچیده، دارای ابعاد و اجزایی متعدد و در هر شرایط و مقتضایی به یک گونه است. او زنده است، متحرک و پویاست، دارای عقل و اراده است، توان انطباق با شرایط گوناگون را دارد، می تواند موضع عوض کند، تغییر حالت دهد، دیگران را متوجه خود سازد و حتی آنان را بفریبد. از این رو، برای به راه انداختن وی و ایجاد دگرگونی و تحول مثبت در او باید خود را به آگاهیهایی مجهز کرد.
توصیه هایی به والدین، برای کمک به سازگاری نوجوان
تاکید بر این نکته لازم است که نقش والدین نیز همپای تغییرات زیستی نوجوان می بایست تغییر یابد. به دلیل افزایش سن و تغییر در شرایط محیط زندگی، والدین نوجوان اغلب آنچنان درگیر مسائل و مشکلات گوناگون زندگی هستند. که توانایی و شکیبایی درک و پذیرش کنار آمدن با نوجوان را ندارند. ممکن است یا به کلی نوجوان را در این سن مهم نادیده بگیرند یا از او انتظارات و توقعات فوق توان او داشته باشند که هر دو شیوه خطاست. ترکیبی از شرایط نامطلوب می تواند وضع نوجوانان را دشوارتر کند و ورود او را به این دوره با مشکلات عاطفی زیادی همراه سازد. در خلال این دوره انتقال، نوجوان در اغلب اوقات دچار ابهام و بی ثباتی است و به همین دلیل به شدت به کمک و حمایت والدین و دیگر بزرگسالانی چون معلم، نیاز دارد. حمایتی که نوجوان دریات می کند، نه فقط باید شامل پذیرش وی باشد، بلکه باید به نوعی کنترل و اصلاح رفتارهای نامطلوب او را نیز در بر بگیرد.
والدین آگاه می توانند با درک و پذیرش نوجوان، به او در درک و پذیرش تغییرات جسمانی خود کمک کنند، تا نوجوان شایستگی و تغییرات و تناسب بدنی خود نه به عنوان هدف، که به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفهای ارزشمند انسانی در زندگی تلقین کند. با توجه به ارتباط تنگاتنگ عوامل جسمانی، روانی و اجتماعی، والدین باید در ایجاد محیطی سالم و امن و بدون تنش تلاش کنند تا سازگاریهای اجتماعی نوجوان کمتر با مشکل مواجه گردد. از جمله ی مهمترین منابع ناراحتیهای عاطفی نوجوان، تغییر در روابط او با والدین است. نوجوان در جهت کسب استقلال حرکت می کند و والدین در صدد حفظ و حمایت نوجوان از آسیبهای فردی و اجتماعی هستند. والدین باید به تدریج زمینه های رشد استقلال سالم نوجوان را متناسب با تواناییها و قابلیتهای او فراهم سازند، او را به عنوان یک انسان در حال رشد، و رهسپار به سوی بزرگسالی ببینند و با او رفتار کنند و با نظارت کافی خود، اختیاراتی متناسب با این قابلیتها به نوجوان بدهند تا ورود او به مرحله ی بزرگسالی با آرامش همراه باشد.
لزوم توجه والدین به گروه دوستان نوجوان
همانطوری که می دانید، نوجوان در سن بلوغ عمدتا متاثر از گروه هم سن خویش است و بیش از آنکه رفتار والدین و حتی مربی تاثیر بپذیرد، از گروه دوستان خویش الهام می گیرد. بنابراین نیرومندترین تاثیر رفتاری در این مرحله سنی توسط دوستان همراه و هم گروه نوجوان به جا گذارده می شود، نوجوان در ایجاد ارتباط با والدین خود علاقمندی کمتری نشان می دهد و ارتباط والدین با نوجوان هم، به همین دلیل از دشواری و حساسیت خاص برخوردار است. روی هم رفته چنانچه بتوان در انتخاب ترکیب دوستان همین گروه نوجوان، قدمهای موثری برداشت، شاید بزرگترین خدمت، هم به لحاظ رفتاری و هم به لحاظ پیشرفت تحصیلی در حق او انجام شده باشد. از نظر رفتاری، نوجوان، عمدتا دوستان هم گروه خود را الگوی رفتاری خویش می داند، و از روش و منش و شیوه های رفتاری گروه تبعیت می نماید، بنابراین اگر گروه دوستان نوجوان افرادی خوش رفتار و با منش و تربیت مطلو باشند، نوجوان نیز در مسیر آنان گام برخواهد داشت و چنانچه خدای ناکرده گروه دوستان دارای مشکلات رفتاری باشند، نوجوان با تبعیت از آنها در مسیر و وادی نامناسبی قرار می گیرد و در آن جهت حرکت خواهد کرد. در زمینه درسی نیز اینچنین است. یعنی اگر دوستان نوجوان افرادی باشند که برای اشتغالات تحصیلی و آموزشی ارزش قائل باشند، نوجوان هم با تبعیت از آنها علاقه و توجه لازم را مبذول خواهد داشت و در غیر اینصورت، نوجوان هر چند که از استعداد و حافظه خوبی برخوردار باشد، تحت تاثیر گروه همسن، ارزش لازم را برای تحصیل و درس قائل نبوده، قادر نخواهد بود از استعداد و توان و بضاعت خوب خویش در زمینه درسی بهره لازم را ببرد. بنابراین یکی از مهمترین وظایف پدران و مادران در این مرحله سنی، توجه خاص و عمیق به دوستان فرزند خویش است و باید بر چگونگی رفتار و منش گروه دوستان، با تدبیر و هوشمندی، نظارت نمایند، تا در صورتی که تشخیص دادند دوستان همراه، وضعیت و شرایط مطلوبی ندارند، در جهت تغییر آنان اقدام نمایند. اگر این تغییر هم به سادگی امکانپذیر نبود، باید از طریق گفتگو با مشاوران و مربیان، راههای مناسب چنین امری را پیدا کرد و با توجه به توصیه های آنان، اقدامات لازم را باشیوه ای مطلوب به انجام رساند. در هر حال یکی از مهمترین وظایف والدین در این مرحله سنی، نظارت بر گروه سنی دوستان نوجوان است و در حقیقت با نظارت بر گروه دوستان، باید سلامت ارتباط و الگوپذیری نوجوان در رفتار و مسائل درسی و آموزشی را تضمین کرد.
نکته ای که باید توجه پدران و مادران را در این قسمت بدان معطوف کرد، این است که با توجه به تاثیر پذیری نوجوان از گروه همسن و تبعیت او از دوستان همگروه، با انتخاب گروه دوستان مناسب، از نظر رفتاری و درسی، می وان موجبات رشد و تعالی نوجوان را در زمینه الگوپذیری تضمین نمود. بنابراین والدین باید مراقب باشند که دوستان فرزند نوجوانشان، اولا در زمینه رفتاری وضعیت مطلوبی داشته باشند، ثانیا در زمینه تحصیلی، از وضعیت درخشانی، برخوردار باشند و یا حداقل دارای شرایط مشابهی با فرزند نوجوان آنها باشند.
چند پیشنهاد به پدران و مادران
1- سعی کنید برای فرزند یا فرزندان خود، پرونده ای تشکیل دهید که در آن بسیاری از خصوصیات آنان نظیر وضعیت جسمانی، تحصیلی و رفتاری به ندریج درج گردد. به گونه ای که از طریق این اطلاعات، شناخت بهتر فرزندان شما ممکن گردد.
2- سعی کنید با استفاده از فنون و روشهای مختلف کسب اطلاع نظیر: مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه، بررسی کارنامه تحصیلی و ... نسبت به تواناییها و محدودیتها و موقعیت تحصیلی و رفتاری فرزند خود آگاهی بیشتری به دست آورید.
3- سعی کنید از مشکلات فرزند یا فرزندان خود، نظیر: مشکلات جسمانی و بهداشتی، اخلاقی، تحصیلی، عاطفی، ذهنی و اجتماعی آگاه شوید و برای کاهش آنها به سرعت اقدام نماتیید و در حد ممکن از تشدید مشکل و حاد شدن آن جلوگیری کنید.
4- سعی کنید از طریق مشورت با یکدیگر و تماس با کارکنان مدرسه، به تناسب نوع و درجه مشکل، از افراد صالح و عالم و با تجربه در داخل و خارج از مدرسه کمک بگیرید.
5- با مراکز راهنمایی و مشاوره و نوع خدماتی که ارائه می دهند آشنا شوید. نشانی، شماره تلفن و سایر مشخصات این مراکز را تهیه و به موقع و به تناسب نیاز از انها استفاده کنید.
6- در کلاسهای آموزش خانواده مدارس فرزندانتان شرکت کنید و با فنون شناخت فرزندان، راههای کمک به آنان و منابعی که در این زمینه وجود دارد، آشنا شوید.
