پس از دو ماه مناظره كردن من و به همراه دوستان بزرگوارم با برادران اهل تسنن سعي نمودم كه اين مناظره بي نتيجه را به چند دليل به پايان برسانم. تمامي اين دلايل همه بر پايه منطقي است كه اهل تسنن به آن وفادار نبودند كه اكنون به ترتيب آنها را نام مي برم:
كم كم به آخر مناظرات مي رسيم. جاييكه اهل تسنن ديگر حاضر به پاسخگويي نيستند. واقعيتهاي تاريخي را توهين فرض مي كنند و به مظلوم نمايي روي آورده اند. اين دوستان از ياد برده اند كه ديگر دوره فريب و دروغ گذشته است. اكنون ديگر وقت آن رسيده كه هم تشيع و هم تسنن واقعيات را بگويند. ديگران به غير از مطالعه، از شعور كافي نيز برخوردارند و ديگر نمي توان اين شعور را به بازي گرفت. نگاهي به ادامه مطلب بياندازيد تا بيشتر در ماجرا قرار گيريد. در اين ميان بنده حقير شدم چوب دو سر نجس كه يك طرف .......
فقط جا دارد كه در اين ميان از كيوان، جناب شيعه(بقول خودشان اولي) تشکر و قدردانی کنم. مسافر آفاق نیز که در بین راه همیشه یاریگر ما بود. آقا محمد حسین که در این اواخر غیرت شیعه را نشان داد و آقا رضا و آقا بهنام عزیز ممنون و متشکرم. شاید بسیاری از دوستان را از یاد برده باشم. اما به هر حال از همه آنانیکه ما را یاری نمودند، بخصوص رامتین عزیز که دوره ای را تلاش بسیار کردند،نیز تشکر و قدر دانی می نمایم. امیدوارم اگر اهل تسنن سر عقل آمدند و خواستند که واقعیتهای تاریخی را توضیح دهند، باز هم یاریگر ما در این راه باشید.
یا حق
ببخشید زودتر از موعد از مسافرت برگشتم. بخاطر کامنت محبت آمیز محمد عزیز برادر سنی ام از حرفهایی که می خواستم بزنم فعلا پشیمان شدم. بماند که ایندفعه جناب سنی دارند کمی تند می روند.
دوستان سنی، آیا هیچ اندیشیده اید که چرا برخی از حرفهای بزعم شما توهین و به گفته ما شیعیان حقیقت تاریخی، در این میان گفته می شود؟ آیا هیچ نگاهی به تاریخ کرده اید؟ یا نه از روی تعصب نظر می دهید که شیعیان در حال توهین هستند؟ و یا نه با واقعیات تاریخی آشنا هستید و می ترسید که این واعیات رو شود؟
راستی بحث شورا چرا ناگهان و به خودی خود عوض شد؟؟؟ جواب دقیق ما چه شد؟ مگر قرار نشد که شما پاسخ دهید و ما پاسخ حرفهای شما را؟ چه شد؟؟؟؟ چرا بحث را عوض کردید؟ یک نگاهی به عقب بیاندازید. دوباره که سرسری رد شدید.
ضمنا برخي دوستان فكر مي كنند كه ما جواب نداريم بدهيم. بهتر است كه حضرات كمي چشمهايشان را باز كنند و نگاهي به مناظرات قبلي بياندازند. بهتر است اهل تسنن حرف جديدي بزنند. حرفهاي تكراري دردي را دوا نمي كند. حتما لازم است كه جوابهاي اسن مسايل تكراري را دوباره بدهم. من مثل بعضيها بيكار نيستم كه دوبار يا سه بار جواب بدهم. مسايل مطروحه را مي توانيد حتي در وبلاگ اهل تسنن جنوب در قسمت كامنتهايش مطالعه فرماييد.
ماشا الله آنقدر زیاد بود که ناچار شدم دو پست کنم. ضمنا دوستی بنام سنی دیگر به دوستمان جناب شیعه توهین کردند که امیدوارم جناب شیعه ایشان را ببخشند. برای آخرین بار اخطار می دهم که در صورت توهین مجدد اقدام به حذف کامنتهای این حضرات خواهم نمود. ضمنا هنوز جوابی منطقی و درست در مورد شورای بنی سقیفه نشنیده ایم. خواهش داریم که فقط در این مورد سخنانتان را ادامه دهید.
ادامه مطلب مراجعه کنید.
از دوستان اهل تسنن هم که حرف منطقی نشنیدم. دوستان عزیز در مورد شوری لطفا سری به تاریخ بیهقی و طبری بزنید و بعد نظرتان را ارئه دهید. ضمنا مطالبی جالب را در وبلاگ اهل سنت جنوب در قسمت کامنتها به جا گذاشته ام. امیدوارم که مشکل گشای بسیاری از مطالب باشد.
ضمنا خبری شنیدم مبنی بر اینکه رامتین عزیز وبلاگ وزینشان را حذف کرده اند. هر چند مطالبی پر بار و قابل توجه داشتند. به هر صورت از دست دادن دوستی مهربان و یاری دوست داشتنی مرا ناراحت کرد. امید دارم که هر جا هستند، صحیح و سالم و در پناه خداوند، موفق و موید باشند و ما را نیز در ادامه این راه همراهی کنند.
همانطور که گفته شد دوست عزیزمان در مورد آیه شورا و خود شورا در مورد انتخاب خلیفه سخنانی را فرمودند. اما متاسفانه پاسخ سوالات ما نبود. به همین خاطر سوالات را یکبار دیگر مطرح می کنم تا ایشان و دیگر دوستان سنی به جوا این سوالت بپردازند. ضمنا ایشان فرموده بودند که در مورد شهادت حضرت زهرا مبحث را فراموش نکنیم. به چشم، اما انشا الله بعد از مشخص شدن چند مورد به آن خواهیم پرداخت.
در آيه ۳۸ سوره شوري آمده است: (( مومنان كساني هستند كه امورشان را با مشورتدر ميان خود حل مي كنند)). همانطور كه مي دانيم اين آيه پايه و اساس اهل تسنن در ميان انتخاب خلفا است. اگر اين مورد زير سوال برود، يعني تمام اعتقادات اهل تسنن به زير سوال رفته است. پس سعي در پاسخگويي آن داشته باشيد.
الف- اين آيه اشاره به امور مسلمين مي كند.آيا خلافت امري عادي و روزانه در ميان مسلمانان است؟؟؟؟ از اين سخن مي خواهم نتيجه بگيرم كه امر خلافت بسيار بالاتر از مسئله عادي مردم است. اما اگر بخواهيم آن را يك امر عادي فرض نماييم: ۱- چرا در حاليكه ابوبكر از طريق يك شوراي شش نفره (سقيفه بني ساعده) انتخاب شد، خود شخصا اقدام به انتخاب جانشينش نمود و عمر را با راي مستقيم خود انتخاب كرد؟ و۲- چرا به جاي اينكه عمر هم اجازه دهد كه مردم خود انتخاب خليفه را به عهده بگيرند، خود اقدام به انتخاب دو نفر براي جانشيني اش گرفت؟ انتخاب دو نفر براي جانشيني اش يعني اينكه اين دو نفر را لايقتر مي دانست، و فقط بين اين دو نفر شك داشت و به همين خاطر آن را به شورا سپرد. يعني عقل ابوبكر و عمر به اين رسيده بود كه جامعه بزرگ اسلامي را بي رهبر رها نكنند، ولي خدا و رسولش كه هر دو مكتب اذعان در دانايي اين دو نفر دارند، نمي دانستند كه يك جامعه نبايد بي رهبر رها شود؟؟؟؟؟
ب- اگر باز هم قبول كنيم كه امري عادي بوده و قرار بوده كه خود مردم انتخاب كنند (يعني دمكراسي كامل) پس چرا آن شش نفر اجازه ندادند كه همه مسلمين آماده يك راي گيري مستقيم شوند؟ آيا عقل آنها كاملتر از مردم بوده است؟ اگر بگوييم كه عقلشان كاملتر بوده، يعني عقل ديگر مسلمين به اين مسئله نرسيده، كه بايد نتيجه بگيريم كه خدا و رسولش بي عقلي كرده اند كه چنين جامعه ي بي عقل را بي رهبر رها كرده اند؛ اگر نه بگوييم كه عقل آنها و فكر آنها با ديگر مسلمين برابري مي كرده، كه اين يعني انتخاب يك نفر توسط شش نفر يعني كودتا در يك جامعه اسلامي و اين هيچ نشاني از دمكراسي و برابري با آيه ۳۸ سوره شوري ندارد. كدام طرف ماجرا درست است؟؟؟؟؟؟
دوستان گرامي ممنون از حضور گرمتان
حضور گرم دو دوست عزيز آقا مهران و جناب سني را در جمع مان گرامي مي داريم. سوالاتي پرسيده بوديد؛ كليه سوالات شما دو دوست عزيز جواب داده شده است. فقط سوالي را دوست عزيزمان آقا مهران پرسيده بودند كه لازم به توضيح مختصري مي باشد. به ادامه مطلب مراجعه بفرماييد.
آقا محمد! مثه اینکه اصلا مطالب رو مطالعه نمی کنی! کجای کاری برادر من! در مورد نامه حضرت علی به معاویه توضیح دادم، بد گای دادی عزیزم! یکبار دیگه مطالعه کن. شاید پیداش کنی.
از دوسان عزیز رامتین در وبلاگ مسلمين آگاه باشند كيوان عزيز از وبلاگ اتاق درد دل جناب شيعه كه متاسفانه از ايشان نام وبلاگي نداريم متشكرم كه در اين راه همراهيمان نمودند.
براي مطالعه آخرين نظزات به ادامه مطلب مراجعه كنيد
كامنتهاي محمد را بررسي كرديم و تا آنجا رسيديم كه ايشان در مورد قيام عاشورا سوال نموده بودند. اكنون و در ادامه بررسيها به سراغ كامنتهاي بعدي مي رويم. چنانچه مايل به مطالعه نظرات ايشان و جوابهاي بنده مي باشيد به ادامه مطلب مراجعه فرماييد. البته اين نظرات مربوط به مناظرات 28 است كه در همين وبلاگ درج شده است و اكنون در مناظرات 34، ادامه به پاسخگويي نموده ام.
ادامه جوابيه به دوستمان محمد عزيز را بدين ترتيب آغاز مي كنم. قرار بود كه در اين پست جوابيه مسايل مطرحه شده ايشان را نسبت به سخنان قبلي خودم بدهم، اما چون مشاهده كردم، كه ايشان نسبت به مسايلي ديگر اظهار نظر كردند و اين قسمت را حقايقي ناميده اند كه باب طبع شيعه نيست، اقدام به پاسخگويي به سخنان ايشان مي نمايم و در صورتي كه بتوانم جواب الباقي سخنانشان را نيز خواهم داد. به ادامه مطلب مراجعه كنيد.
از همه دوستان ممنونم.
من همچنان در حال آماده کردن پاسخهای دوستمان محمد عزیز هستم. ایشان را بسیار عصبانی دیدم. ایرادی ندارد. اما در حین پاسخهایم تمام جواهایشان را خواهم داد. حتما در حین پاسخگویی متوجه خواهند شد که چرا به ایشان تند شده ام.
اما یک مسئله دیگر: ایشان در یکی از کامنتها حرفهایی را زده اند که در آن اعلام کرده اند که از خودشان دفاع کرده اند. بنده ام به موقع در مقام دفاع بر خواهم آمد. اما با تمام این تفاسیر باز هم به ایشان بعنوان یک دوست احترام می گذارم.
برای مطالعه آخرین نظرات به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
افسوس!!! و صد افسوس!!! که محمد را بزرگتر از اینها می دانستم. اما .....
بهتر است در پاسخی که خواهم داد، گفتنی ها را بگویم. ضمنا راوی حدیث عشق هم به جمع ما پیوست. خوش آمدید. از برادران اهل تسنن هم کسانیکه مایلند در جمع ما حضور داشته باشند، دعوت می کنیم که مطالبشان را عنوان کنند.
بحث و مناظرات من و دوستانم (جناب شيعه و كيوان عزيز) با برادر ديني مان آقا محمد عزيز كه از برادران اهل تسنن هستند، به جاهاي شيرينتر كشيده شده است. اما دوست عزيز مان محمد برخي از موارد را فراموش كرده اند. بنابراين سعي كرده ام كه بسيار خلاصه و مفيد در مورد برخي موارد صحبت كنم و مسايل را يادآوري كنم.
شرمنده که دیر کردم. مطالب آقا محمد و دیگر دوستان رو هنوز مطالعه نکردم. در اولین فرصت جواب خواهم داد.
آنچه فقط در ظاهر دیدم مقدار بالای کامنتها بود. لذا در دو تا سه بخش سعی خواهم کرد که جای دهم.
و اما ادامه مناظرات را از زبان محمد عزیز بشنوید تا انشا الله دوباره به جمع شما باز گردم. البته در این راه می دانم که دوستان عزیز جناب شیعه و آقا کیوان و دیگر دوستان به این بحث ادامه خواهند داد.
برای مطالعه آخرین نظرات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
در ضمن مطالب رنگ قرمز سخنان دوستمان محمد است. رنگ آبي دوست عزيزمان كيوان، رنگ سبز آيات و رنگ قهوه اي عمر.
پس به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
ضمنا محمد جان! من تمام کامنتها را مطالعه کردم. شما در تفسیر آیه ۳ سوره مائده حرفهایی را زده بودید اما در مورد آیه ۵۵ سوره مائده چیزی ندیدم.
ببخشید که می خواهم کمی در مورد کامنتها صحبت کنم. اما کمی این نظرات رو به سوی توهینهای پنهان رفته. لطف فرموده و کمی در این مورد آرامش خود را حفظ کنیم. محض اطلاع دوستان باید عرض کنم که ما با مولویهای اهل تسنن صحبت نمی کنیم. ایشان هم با مراجع ما در حال مناظره نیستند. با یکی از دوستان که مثل ما هستند در حال مناظره هستیم. این قبول که با اتحاد عیدتی می توانیم دنیا را فتح کنیم. اما در حال حاضر ما با یک نفر از اهل تسنن در حال مناظره هستیم. بی تعارف دلایل آقا محمد مرا انع نکرده و بر روی حرفهای ایشان بسیار حرف دارم که در زمان مقتضی خواهم زد. اما این را دلیل نمی دانم که ایشان را مورد تمسخر قرار دهم.
اما محمد عزیز!
آن مطلب اکنون بخاطر پست مطلب جدید به آرشیو پیوست. اما با اجازه مجددا آن را تا لحظاتی دیگر در پستی جدید به روی وب خواهم آورد. ضمنا محمد عزیز! با نظر جناب شیعه در مورد مدرک آوردن شما مواف هستم. شما موظفید که از کتب شیعه مدرک بیاورید که ثابت نماید شیعه دچار دوگانه گویی است.
دوستان گرامی برای مطالعه مناظرات روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مناظرات را که آقا محمد عزیز جواب داده اند در بخش ادامه مطلب می تواند مطالعه فرمایید.
ضمنا محمد عزیز! دوست و برادر گرامیم
از اظهار لطف شما سپاسگذارم. فقط یادآوری می کنم که لطف فرموده و قسمت دوستان گرامی را بخوانید و جواب بحث مرا هم بدهید. این مقوله برایم بسیار مهم است و فکر می کنم مهمترین بخش مناظرات ما باشد. منتظر پاسخ شما هستم.
از اظهار لطف دوستان گرامی شیعه، تشیعی، علی آقا از وبلاگ همه جا روی زمین، آقا کیوان اتاق درد دل، زهرا خانم وبلاگ گلبرگ کمال تشکر را دارم. از تمامی دوستان دیگر تقاضا می کنم که در این مناظره کمال ادب و احترام را حفظ نمایند.
روی ادامه مطلب کلیک کنید.
برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید
این پست به درخواست آقا محمد درج می شود. نظرات بنده و ایشان در وبلاگ خلفای راشدین است که به ادامه مطلب در این وبلاگ انتقال یافته است. چنانچه مایلید و می خواهید از آنچه در قبل از این مناظرات اتفاق افتاده است، آگاه شوید می توانید به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. ضمنا به علت طولاني بودن اين مطلب آن را در سه بخش پشت سر هم تقديم شما مي كنم.
ضمنا برخی از مطالب ایراد املائی دارند که بخاطر رسم امانت داری از اصلاح آنها خودداری نمودم.