تبليغاتX
<BlogSky:Weblog PageTitle />

حقیقت

سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی

دكتر عزت عطيه چندي پيش در فتواي جنجالي خويش حكم به خوردن شير همكار زن توسط همكار مرد در پنج نوبت به خاطر محرميت در محل كار داده بود!


پس از گذشت چند روز از فتوای عجیب رئیس بخش حدیث دانشگاه الازهر مصر در مورد روش جدید محرم شدن مردان و زنان در محل کار، این عالم سنی به خاظر فتوای خود عذرخواهی کرد.

دكتر عزت عطيه چندي پيش در فتواي جنجالي خويش حكم به خوردن شير همكار زن توسط همكار مرد در پنج نوبت به خاطر محرميت در محل كار داده بود.

به گزارش خبرگزاري شيعه نيوز به نقل از العربيه، عطيه ضمن بازگشت از فتواي خود؛ به خاطر آن نيز عذر خواهي كرده است.

فتواي اين عالم سني كه رئيس بخش علوم حديث دانشكده اصول دين دانشگاه الازهر مصر است،  چالش هاي بسياري را در پيش داشت كه از آن جمله مي توان به جمع آوري روزنامه الحزب الوطني كه فتوا را منتشر كرده بود از بازار توسط وزير اطلاع رساني و انتقادات نمايندگان حزب الاخوان المسلمين مجلس مصر ياد كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/06ساعت 14:49  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

حتما مي شناسيد؟

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/09ساعت 9:47  توسط محمدرضا بلبل پور 

نمايشگاه خودرو در شيراز برپاست.

ـ الو... ايران‌خودرو ... مثل اين‌كه چند تا لولا‌هاي در ماشين ما رو جوش ندادين ... !

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/08ساعت 16:43  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

دوستانی که از ابتدای حقیقت همراه ما بودند، به یاد دارند که در ۱۴ مرداد مطلبی را با عنوان مسلمین خود را برای تحریم کوکاکولا و پپسی آماده می کنند از کارهای ناجوانمردانه و در لفافه صهیونیستها سخن گفتیم. اکنون سایت بازتاب عکسی را در سایت خود درج کرد، که به نظر شخصی بنده، جوابی است محکم برای شرکت کوکاکولا! به همین خاطر عکس مورد نظر را در حقیقت برای دوستان می گذارم، تا از این پس دیگر اصلا کوکاکولا ننوشند!

مراقب باشيد شما هم مثل طرف نشويد

مطلب مرتبط

مسلمین خود را برای تحریم کوکاکولا و پپسی آماده می کنند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/16ساعت 4:13  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

در پي اختلافات قبلي، فيفا، كليه فعاليت‌هاي فوتبال ايران را به حالت تعليق نامحدود درآورد. در همين زمينه، آحاد مختلفي از امت هميشه در ميدان و به ويژه بر و بچه‌هاي سرويس ورزشي «بازتاب» (مباركي اينا) دست به دامان ما شده و درخواست رهنمود براي حل اين معضل را داشته و دارند. متأسفانه از آنجايي كه اينجانب، هيچ علاقه‌اي به فوتبال ندارم و تا همين چند وقت پيش نمي‌دانستم كه رسول خادم در نوك حمله بازي مي‌كند يا پاسور لب تور است؛ هيچ راه‌حلي براي اين مشكل به ذهنم نمي‌رسد. با وجود اين، با توجه به اين‌كه اين روزها اظهارنظر در مورد فوتبال برابر است با ابراز وجود و ساكت بودن و راهكار ندادن براي اين معضل، از حناق گرفتن هم بدتر است، از بقيه تخصص‌هايمان استفاده كرده، يك سري راه‌حل تلفيقي را «نديد» ارايه مي‌دهم:

1ـ حل مشكل به شيوه دولت خدمتگزار:
اول با خودمان مي‌گوييم: «ما رو تعليق كردن؟ ... غلط كردن تعليق كردن... اصلا اونها چه كاره‌ان كه ما رو تعليق كنن... پدرشونو درمياريم... لامصب‌ها» و بعد يك نامه 63 صفحه‌اي خطاب به رئيس فيفا مي‌نويسم و در آن از وضعيت نابهنجار سياه‌پوستان در آمريكا و فساد سفيدپوستان در آفريقاي جنوبي و سوراخ شدن لايه اوزون و انقراض ببر بنگال در استراليا گلايه مي‌كنيم. بعد نامه را مي‌دهيم وزارت امور خارجه تا نامه را براي دبيركل سازمان ملل پست كند و بعد از مشاور جوانمان مي‌پرسيم: «من واسه چي نامه نوشتم؟».

2ـ حل مشكل به شيوه گفت‌وگوي تمدني:
در يك سخنراني سه ساعته، ضمن تجليل از فرهنگ غني انگلوساكسون، شرح مبسوطي از تاريخ پيدايش فوتبال به دست (يا پاي) مردم شريف انگلستان ارايه مي‌دهيم. بعد، ضمن قبول تمام اشتباهات تاريخ فوتبال و عذرخواهي شديد از تمام اعضاي فيفا، التماس مي‌كنيم ما را از تعليق دربياورند و قول مي‌دهيم اگر اين كار را بكنند، ما هم تمام فعاليت‌هاي اتمي‌مان را تعليق كنيم.

3ـ حل مشكل به شيوه كارگزاراني:
يكي از بچه‌ها را احضار مي‌كنيم و يك چك سفيدامضا مي‌دهيم به دستش تا برود سرِ سه سوت مشكل با «سپ‌ بلاتر» را حل كند. فقط قاطعانه يادآوري مي‌كنيم كه اگر اين دفعه هم ناخنك بزند، دمار از روزگارش درمي‌آوريم.

4ـ حل مشكل به شيوه انصار:
تيليف مي‌زنيم به بروبكس، دويست تا آدم، 150 تا موتور هوندا، سه تا بلندگو دستي، پنجاه تا چوب دستي، ده تا نانچيكو، چهار ليتر بنزين... همه دم در نمايندگي سفارت فيفا تو ايران جمع بشن. (ئه!... سفارت نداره؟ حالا اينا رو چيكار كنيم؟).

5ـ حل مشكل به شيوه اصلاح‌طلبان نارنجي:
به پرستو جون مي‌گيم يه پتيشن درست كنه توي اينترنت، كه توش نوشته باشه كه مقصر همه اينا احمدي‌نژاده و ما بمب اتم نمي‌خوايم و سنگسار بايد لغو بشه و دخترا بايد برن ورزشگاه و... اگر تهش جا بود، به اين حكم فيفا هم اعتراض مي‌كنيم. بعد اون رو مي‌ذاريم روي اينترنت واسه هشت ميليون امضا و هيفده سال صبر مي‌كنيم تا امضاها كامل بشن.

6ـ حل مشكل به شيوه تحريمي‌ها:
ضمن استقبال از اين محروميت، آنقدر در مسابقات فوتبال شركت نمي‌كنيم، آنقدر شركت نمي‌كنيم تا به مرور زمان فوتبال در سطح جهان كم‌اهميت‌تر و كم‌اهميت‌تر شود تا آنجا كه طي مرور زمان، كلا ورزش فوتبال و به تبع آن فيفا نابود شود. آن‌وقت تيم‌هاي ملي فوتبالمان را فعال مي‌كنيم و البته چون تيم ديگري در جهان نيست كه با آن مسابقه بدهيم، قهرمان جهان خواهيم شد.

7ـ حل مشكل به شيوه روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب:
به دوستان مي‌سپاريم اگر كشوري را مي‌شناختند كه مجوز فيفا دارد، اما تيم فوتبال ندارد،‌ آن را به ما معرفي كنند. بعد با طرف وارد معامله مي‌شويم تا از مجوزش استفاده كنيم!(1)

8ـ حل مشكل به شيوه اعتماد ملي:
دم انتخابات، شيخ مهدي كروبي نامه‌اي سرگشاده به شيخ احمد جنتي مي‌نويسد و در آن طي باز كردن يك كاميون نوشابه براي خودش، مسئوليت محروميت تيم ملي فوتبال ايران را متوجه شوراي نگهبان مي‌كند.

9ـ حل مشكل به شيوه وكالتي:
طرح انگشت‌نگاري از اعضاي فيفا در صحن مجلس، مطرح و پس از 23 بار خارج و وارد كردن آن در دستور كار هيأت رئيسه مجلس، سرانجام طرح پس از زد و خورد مفصل موافقان و مخالفان به تصويب مي‌رسد. همچنين كميته ويژه‌اي مسئول رسيدگي به تعليق تيم‌هاي ملي فوتبال ايران مي‌شود كه آنها بعد از سه سال اعلام مي‌كنند، مقصر خلبان بوده است.

10ـ حل معضل به شيوه روزنامه‌هاي اصولگرا:
با مديرمسئول روزنامه خودمان در اين خصوص مصاحبه مي‌كنيم و بعد مشروح نظرات ايشان در تعيين تكاليف فيفا و فوتبال و ورزش و سياست و انرژي اتمي و نظام كاينات را در قالب تيتر يك روزنامه فردا در صفحات اول و دوم و آخر منعكس مي‌كنيم.

11ـ حل معضل به شيوه سازمان تربيت بدني:
اي بابا ... اگر آقاي علي‌آبادي حل معضل بلد بود كه كار به اينجا نمي‌رسيد!

پانويس:
1ـ اين طرح را دبير سرويس يكي از همين روزنامه‌ها به من گفت ـ متشكرم.

منبع: بازتاب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 1:39  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

این طنز برگرفته شده از سایت بازتاب و در راستای خبر دیروز مبنی بر ((خودم امام زمانم)) نگاشته شده است. امیدوارم بپسندید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/16ساعت 9:54  توسط محمدرضا بلبل پور 

بخاطر اينكه ديروز روزنامه هاي كشور تيترهاي مهمي رو نزده بودند، زياد نتونستم آتو بگيرم. بعدا سرشون خالي مي كنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/12ساعت 16:49  توسط محمدرضا بلبل پور 

براي اولين بار شوخي با مطبوعات را به شيوه اي جديد ارائه كرديم. اميدواريم كه بپسنديد. روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/11ساعت 16:37  توسط محمدرضا بلبل پور 

از این پس شوخی با مطبوعات را با نام کلنجار با مطبوعات بشناسید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت 11:1  توسط محمدرضا بلبل پور 

به علت تعطيلي روزنامه هاي ايران در روز جمعه سري به تيترهاي خارجي مي زنيم. ادامه مطلب را كليك كنيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/08ساعت 12:5  توسط محمدرضا بلبل پور 

از امروز بخش جديد با نام شوخي با مطبوعات به حقيقت اضافه شد.( فقط خدا كنه كه زنم دستمو بگيره) ادامه مطلب را كليك كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/07ساعت 13:5  توسط محمدرضا بلبل پور 

صداي تو وبلاگ پنجعلی در مورد من (به قول خودشان) طنز نوشته اند.  مي توانيد با سر زدن به اين وبلاگ آخرين مطلب مثلا طنز را بخوانيد.

نام مطلب: بلبل پور، مردي كه زياد مي دانست.

آدرس: http://www.sedayeu.blogfa.com/post-21.aspx

قرار بود که پنجشنبه جوابشان را بدهم، اما بخاطر اظهار لطف کوروش(غیاثعلی) از این کار صرف نظر می کنم. هر چند جواب این موضوع آماده است. ترکعلی هم می تواند بگوید ترسیدم مهم نیست!

نويسنده: کوروش

دوشنبه 30 مرداد1385 ساعت: 23:59

سلام آقا رضا!
خیلی ممنون که منو احمق خطاب کردین!
بزرگتر از این حرفها می دیدمت.
من شخصا عذر خواهی میکنم اگه بهتون توهینی شده.
ترکعلی بچه ی بدی نیست فقط گاهی اوقات یه کم تند میره!
امیدوارم به این بازی بچه گانه ادامه ندین خودتون و این رفیق ما رو مضحکه ی خاص و عام نکنین.
به شما ایراد گرفتم ،خودمم انگار زیاده گو شدم.عیدت مبارک.مانا باشی!

وب سايت    پست الکترونيک

ضمن عرض پوزش از اینکه ایشان را احمق خطاب کردم و صادقانه از ایشان عذرخواهی می کنم، فقط به دو موضوع اشاره می کنم:

۱- همانطور که در وبلاگتان گفتید کامنتهای شما کمتر از من نبود. پس لطف بفرمایید همزمان، برای بالارفتن اطلاعات پیچوندنی مردم  کتاب کامنتهای خودتان را در کنار کتاب بنده بچاپید.

۲- خداوکیلی من بیکارم یا شما؟ ۸۹۱ خط شمارش کردن کار هر کسی نیست.  چقدر وقت گذاشتید تا تونستید ۸۹۱ خط را بشمارید؟ ولی فهمیدم اینقدر بزرگ هستم که فقط کامنتهایم برای چاپ و معرفی کتابم به روی وبلاگ برود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/30ساعت 9:48  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

اگر سر به زير باشي مي گويند احمق است، اگر غمگين باشي مي گويند عاشق است، اگر مالت را با حساب خرج كني مي گويند خسيس است، اگر دست و دلباز باشي مي گويند ولخرج است، اگر خوش لباس باشي مي گويند زيگولو است، اگر بد لباس باشي مي گويند شلخته است، اگر دير زن بگيري مي گويند مرد نيست، اگر زود زن بگيري مي گويند مي گويند آتشش تند است. اگر فقير و بي پول باشي مي گويند بي عرضه است،اگر پولدار باشي مي گويند اهل زد و بند است. اگر بي قيد باشي مي گويند لات آسمان جل است، اگر بخندي مي گويند هميشه نيشش باز است، اگر اخم كني مي گويند عبوس و بد اخلاق است، اگر خوش سر و زبان باشي مي گويند چاخان است .... حالا شما بگوييد آخر با كدام ساز اين مردم بايد رقصيدكه خوششان بيايد؟

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/27ساعت 21:28  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

مي خواستم از خونه برم بيرون كه خنگعلي انگاري موي سرشو آتيش زده باشن اومد جلوم. مثه هميشه شروع كرد به سوال پيچ كردن من بيچاره!

- تو گفتي كه شوراي امنيت جرات صدور قطعنامه عليه ايران رو نداره!! پس حالا چي شد؟! يه قطعنامه صادر كردند كه ايران ظرف يه ماه بايد غني سازي اورانيوم رو كنار بذاره!

- به درد خودشون مي خوره!

با همين حرف اومدم بيام بيرون كه ديدم خنگعلي دوباره آمپر چسبوند. برام عادي بود. از هر چيزي، تند عصبي مي شه! با همون حالت عصبي گفت: دوباره سر بالايي سر پاييني حضرتعالي شروع شد. خوب مرد حسابي اگه كنار نذاريم با تحريم اقتصادي روبرو مي شيم!

- خوب چرا حالا تحريم نمي كنن؟!

- بهمون فرصت دادن اشتباه كردن؟!

- آره ! اشتباه كردن! چرا تهديد مي كنن؟! راست مي گن عمل كنن!

- خوب اونوقت كه بيچاره ايم! نه مي تونيم نفت بفروشيم، نه مي تونيم چيزي بخريم!

- الحق و الانصاف كه خنگي پسر! اگه نفت صادر نشه كه نفت بشكه اي ۷۵ دلار مي ره بالاي صد دلار! مي فهمي اين يعني چي؟! يعني ورشكستگي اقتصادي خيلي از كشورهاي صنعتي! آمريكا يه بار يه غلطي كرد، نفت عراق رو با قطعنامه تو شوراي امنيت تحريم كرد، اين همه بلا سرش اومد.

- مگه چه بلايي سرش اومد. بعد از چند سال عراق و گرفت و حالا خوشه!

- جدي مي گي؟ پس نفت بشكه اي ۸ دلار چرا يهو شد ۷۵ دلار. اونقدر نفت رفت بالا كه پدر اقتصاد دنيا در اومد. جرات دارن كه خريد نفت از ايران رو تحريم كنن. شعار ندن! در مورد اجناس هم بهت بگم كه اگه مواد اوليه باشه ايران خيلي راحت با نفت معاوضه مي كنه! در مورد اجناس ديگه هم اگه ندن ممنون مي شيم! جنس ايراني فروش مي كنه تا چند سال ديگه مردممون به اجناس ايراني عادت مي كنن بعدش خودشون ضرر مي كنن! ضمنا بيشتر اجناس هم كه به صورت قاچاق چمدوني مي آد! اينا همش شعاره كه ايران از غني سازي دست برداره، چون اگه اين انرژی هسته ای صددرصد تموم بشه، خود ايران خيلي از اجناس  خارجي رو نمي خره! واسيه همين تو سرشون مي زنن كه ايران غني سازي اورانيوم رو ول كنه!

خنگعلي گفت: مگه آمريكا نمي گه كه غني سازي اورانيوم مال بمب اتمه، پس چه ربطي به شكوفايي اقتصاد داره؟!

منم ديرم شده بود و يه پايي دم در وايستاده بودم گفتم: ديگه قرار نيست همه چيز رو من بگم، برو خودت پيداش كن عزيز دل برادر! اگه اندازه يه سر سوزن دنبال مطالعه بري مي فهمي كه چه خبره!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/13ساعت 17:46  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

يكي از دوستان برايم پيغام گذاشته كه «افغاني حيا كن ايران رو رها كن»

نمي دونم كه منظورش من بودم يا اينكه براي خيليها اين پيغام رو گذاشته. اما اگه فقط براي منه، بايد بگم دوست عزيز اشتباه كردي. براي اينكه به اشتباهت هم پي ببري خواستم سري بهت بزنم ديدم جرات گذاشتن نه وبلاگ رو داشتي (البته اگر داشته باشي) نه ايميل. به هر حال براي دفاع از خودم چند خط زير رو برات مي نويسم كه اگه منظورت من بودم جواب دندان شكني بخوري.

من محمدرضا بلبل پور لالمي فرزند كيخسرو متولد17 شهريور سال 1358 هجري خورشيدي شهرستان رشت با اصليت لالم كه از توابع شهرستان ضيابر استان گيلان است مي باشم. خانواده پدري و مادري در روستاي طاهرگوراب از توابع شهرستان صومعه سرا استان گيلان بزرگ شده اند. هم اكنون هم ساكن رشت هستم. متاهل، شغل آزاد، مدرك تحصيلي ديپلم. عضو هيچ نيرو و ارگاني نيستم و در اين وبلاگ هم هرچه نوشتم اعتقادات شخصي است نه چيز ديگر. اصليت ايراني خودم را با هيچ جاي دنيا (حتي كشورهاي اروپايي و آمريكايي) هم عوض نمي كنم. (باور نداري كپي شناسنامه ام رو هم بذلرم تو وبلاگ، اصلا اگه باور نداري ايميلت رو بده برات ايميل كنم.)

با كسي هم خورده حساب ندارم. نه مي ترسم، نه خجالت مي كشم.

ديگه نگي افغاني.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت 13:18  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

استاد زبان در كلاس درس مشغول تدريس بود و درباره مؤنث بودن و مذكر بودن اسمها در زبان توضيح مي داد كه دانشجويي پرسيد: ببخشيد استاد، رايانه پسر است يا دختر؟

استاد دانشجويان را به دو دسته دختر و پسر تقسيم كرد و از دو گروه خواست كه با آوردن دليل بگويند رايانه دختر است يا پسر.

دختران: رايانه پسر است. دلايل:

۱-    وقتي به آن عادت كنيم، فكر مي كنيم بدون آن قادر به انجام هيچ كاري نيستيم.

۲-     با آنكه داده هاي زيادي دارند، نادانند.

۳-    قرار است مشكلات را حل كنند، اما در بيشتر مواقع معضل اصلي خودشانند.

۴-    همين كه پايبند يكي از آنان شديد، متوجه مي شويد كه اگر كمي صبر مي كرديد، مورد بهتري نصيبتان مي شد.

پسران: رايانه دختر است. دلايل:

۱-    جز خالق آنها، كس ديگري از منطق دروني آنها سر در نمي آورد.

۲-    كسي از زبان ارتباطي ميان آنها سر در نمي آورد.

۳-    كوچكترين اشتباه را در حافظه دراز مدت خود، ذخيره مي كنند، تا بعدها تلافي كنند.

۴-    همين كه پايبند يكي از آنها شديد، بايد تمام پولتان را براي خريد لوازم براي آنها صرف كنيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/05ساعت 22:48  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

توي اتاق نشسته بودم، يه مرتبه ديدم خنگعلي پريد اومد تو اتاق. گفتم: ببخشيد كه صداي درزدن تونو نشنيدم، خيلي پشت در منتظر مونديد؟! خنگعلي اصلا محل به حرفم نزاشتو بدون سلام پرسيد: راستي! چرا مي گن دولت ايران از حزب الله لبنان حمايت مي كنه؟! گفتم: درب كه نزدي، نمي خواي سلام هم بكني؟ ديدم خنگعلي با عجله دوباره پريد وسط حرفمو، گفت: جواب منو بده! بهش گفتم: ماجراي هسته اي ايران چي شد؟

خنگعلي گفت: چه مي دونم چي شد! جواب سوالمو بده!

گفتم: وقتي آمريكا هم مثل تو خنگ باشه!چيزي بهتر از جنگ لبنان و اسرائيل بوجود نمي آد!!!!

خنگعلي كه حسابي كلافه شده بود با حالتي عصبي گفت: نمي خواي جواب بدي بگو نمي خوام جواب بدم! از اين شاخه به اون شاخه پريدنت چيه؟

گفتم: خنگعلي جان! گفتني ها رو گفتم!!! حالا اگه تو نفهميدي تقصير من چيه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 12:40  توسط محمدرضا بلبل پور  |