تبليغاتX
<BlogSky:Weblog PageTitle />

حقیقت

سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی

واتيكاني‌ها اعلام كردند براي فعاليت در عرصه فوتبال جهان تيم قدرتمندي را تشكيل خواهند داد.

به گزارش فارس و به نقل از سايت فوتبال ايتاليا، واتيكان در نظر دارد تيم قدرتمندي را تشكيل داده و در عرصه بين‌المللي فوتبال جهان فعاليت كند.
شبكه «فرانس 24» فرانسه در اين زمينه گزارش داد: واتيكان بازيكناني دارد كه به طور جدي در حال تمرين هستند.

روز گذشته كاركنان موزه واتيكان كه در حال بازي با كاركنان تيم كليساي سن پير واتيكان بودند، فوتبالي نسبتا حرفه اي به نمايش گذاشتند

اين بازيكنان فعلا آماتور هستند؛ اما مسئولان واتيكان مي‌خواهند تيمي تشكيل دهند كه بتواند با تيم‌هاي دسته اول باشگاه‌هاي ايتاليا به رقابت بپردازد و آنها به همين علت از بازيكنان با ايمان برزيلي دعوت كرده اند به اين تيم بپيوندند.
در پي انتشار اين خبر، مقامات فوتبال اروپايي از اين تصميم استقبال كرده‌اند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 13:5  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

کاربران اينترنتي به زودي اين امکان را خواهند داشت تا با شرکت در سفرهاي فضايي در محيطي مجازي از نزديک به مشاهده سطح ماه و گودال هاي عميق موجود در مريخ بپردازند.

به گزارش مهر، اخيرا توافق بي‌سابقه‌اي ميان «ناسا» و «Google» در زمينه فراهم آوردن سفرهاي فضايي در محيطي مجازي به عمل آمده و از اين طريق فصل تازه‌اي در استفاده از اينترنت گشوده شده است.

اين توافق که «The Space Act Agreement» نام گرفته، نخستين توافق از اين نوع ميان مرکز تحقيقات Ames ناسا و شرکت اينترنتي گوگل محسوب مي شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 12:31  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

1) چکيده:
فناوري نانو، فناوري ايجاد ساختار ملکولي موردنظر با دقت اتمي است. از آنجايي که کليه محصولات و فراورده هاي مادي از قرار گرفتن اتمها با نظم خاصي در کنار يکديگر به وجود مي آيند، فناوري نانو به صورت بالقوه امکان توليد کليه فراورده هاي مورد نياز بشر را فراهم مي آورد.
علم پليمر فقط علم پايه براي کاربردهاي صنعتي و تامين کالاهاي مصرفي براي مصرف کنندگان نيست، بلکه اين علم نقشي اساسي در پيدايش مفاهيم جديد در حوزه هاي مختلف علوم دارد. مسايل مربوط به فرايندهاي شناسايي ملکولي، فرايند تبادل اطلاعات بين ملکولي و پروتئين ها، مشکلات کنوني علم پليمرها هستند.
مقياس نانو از سالها پيش در زندگي بشر وجود داشته است ولي قرن حاضر زماني است که بشر توانسته است فناوري نانو را بهتر بشناسد و با رويکردي جديد، بيشتر از گذشته آنرا تحت کنترل خود در آورد و به عنوان يک انقلاب بزرگ در ساختن مواد و سيستمها مطرح شده و اين انقلاب در دنياي پليمرها نيز اتفاق افتاده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 12:0  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

«توني بلر»، نخست‌وزير انگليس، از کشورهاي ميانه‌رو مسلمان خواست تا اتحاد جديدي در برابر کشورهاي تندرو مانند ايران تشکيل دهند.

بلر که در آخرين روز سفرش به خاورميانه، در جمع بازرگانان در شهر دوبي سخن مي‌گفت، در سخنان عجيبي دولت ايران را تهديدي استراتژيک براي منطقه خواند.
اين در حالي است كه كشورهاي عرب منطقه، در آخرين نشست خود از ايران حمايت كردند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 11:54  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

نخواستم که جرفهای آقا رضای ما جا بماند. خارج از قاعده جای می دهم. در کامنتهای مطلب کلیه سخنان من جای گرفته بود. تاریخ این اعلان به تاریخ سه شنبه ۲۸ آذر تقریبا ساعت ۱۹ به بعد باز می گردد.

سلام علی اولاد الحسین(ع)درود بر همه عزیزان طالب فیض از برو بچ شمالی گرفته تا شرقی و جنوبی و غربی مرکزی فارس و لر و کرد و بلوچ و ترک وگیلک و مازنی همه دوستان برادران و خواهران گل
دوستان اهل تسننمان گویا مثل اینکه دیگر جواب ما را نمی دهند جناب محمد عزیز
شما که نامتان را روی نام مبارک وآسمانی نبی مکرم اسلام (ص) گذاشته اید و اذعان داریدکه از امت ان حضرت(ص) می باشید آیا خدا وکیلی هرگز حتی برای یک ثانیه هم که شده فکر کرده ای تویی که نام مبارک آن حضرت (ص) را استفاده کرده ای عملکردت مورد رضایت آن حضرت (ص) است یا خیر ؟ آیا فکر نکرده ای که سئوالاتی را که من روستایی که خدا را گواه میگیرم از دور افتاده ترین نقطه ایران هستم آیا از نام روستاهای بسیار محروم کهگیلویه وبویر احمد تا حالا چیزی شنیده ای آنجا که می شود آیات خدا را به وضوح مشاهده کرد هیچ گونه ارتباطی با این دوستان اینترنتی تا حالا نداشته ام وهیچکدام را هم ندیده ام همانطور که اگر از آنها بپرسید همین را جواب میدهند اما یک چیز همه ما را به هم نزدیک کرده وهرگز اجازه نمی دهد از آن عدول کنیم این چیز که بهتره بگم یک عشق بله آن عشقی که از 1400 سال پیش همینطور با این طیف بوده وتا روز وعده بزرگ الهی ادامه خواهد داشت هرگز از آن خارج نخواهیم شد جز نادانان ما والله آن چیزی نیست جز عشق
اهل بیت (ع) وخاندان مطهرشان این عشق مطهر است که ما را از هر گزندی به لطف و محبت پروردگار حفظ کرده و همیشه و همه حال خود را پیروز میدانها میدانیم
بفرموده رهبر فقید مان (ره) ما چه کشته شویم پیروزیم وچه بکشیم باز هم پیروزیم
شهادت اوج ایثار وپایندگی است و جهاد و فتح سربلندی است ما با این تفکر از 1400 سال پیش بوده ایم ساری و خروشانیم چون امواج سهمگین دریاها واقیانوسها ومهربانیم نسبت به همدیگر چون نسبت مادر به فرزند خرد سالش شما بعنوان یک برادر ایرانی خدایی آیا همچون القه ای را در میان ادیان ومذاهب دیگری سراغ دارید
شما بگویید کجا شیعه کفر شرک عداوت هست که هرگز حاظر نیستید حتی به مستندات عالمان وبزرگان خودتان نظیر ابن ابی الحدید سنان بلخی فخر رازی ابن حنبل حنفیه شافعی المغزلی کتابهایی چون المستدرکات المناقب ..................
ادله کنید وجواب میلیونها سئوال را که بین ما وشما هست را بیابید و فقط حرفهای خود ومعدود ادله کلیشه ای را که سرو ته آن را میزنید وبه قول خودتان یعنی جواب ما را داده اید ؟ آیا این رسمش هست ؟
آقایان جناب محمد و اهل تسنن فرداشب خودتان را برای یک مناظره تمام عیار آماده کنید به مدر ک وسندی که دارید رجوع کنید که فردا شب روز دگری خواهد بود من یک روستایی هستم در یک جمله من یک دهاتیم شما فردا شب با یک بادیه نشین
که به هیچ جز نان و ماست ودوغی قناعت دارد و عشقش را که دوست داشتن اهل بیت (ع) میداند و به تمامی دنیا حتی برای لحظه ای معامله نمی کند مناظره می کنید من که متصل به اربابان قدرت و محافل نشینان نیستم خودم هستم روستای با صفا مان که مطمئنا وجبی از خاکش را به هکتارها زمین در شمالی ترین نقطه تهران عوض نخواهم کرد اینجا می شود نشانه های خدا را دید اینجا می شود با خدا حرف زد اینجا می شود فهمید کی صدیق است اینجا می شود فهمید کی فاروق است
من آمده که اثبات کنم حقانیت کتمان شده را نزد شما ؟ شمایی که من در این چند مجال فهمیده ام جز استناد می کنید بر پاره ای از روایات که 1- اسنادی که راویانش خود زیر سئوال هستند و مورد اختلاف جدی در دین ونیاتشان 2 - اسنادی که سر و ته آن را بریده اید و فقط به کلیشه ای از آن استناد کرده اید3 - اسنادی که اسناد دیگر آنها را منسوخ کرده اند شما به اصل ناسخ ومنسوخ توجهی ندارید ؟ هیهات اگر بر شما اثبات حق گردد در قیامت یقه شما خصوصا محمد آقا را خواهم چسبید از من گفتن آن موقع نگویی نگفتم چون دوستم هستی ؟ والله که قیامت عین حق است و در روز ظهور موعود بر پا خواهد شد و موعود کسی نیست جز ذریه پاک حضرت زهرای اطهر (س) که از زیر شمشیر مبارکشان حق گرفته خواهد شد زنهار زنهار زنهار

انشا الله بزودی به یاری حق تعالی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 3:31  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

دوستان عزیز! همانطور که فکر می کنم رامتین، دوست خوبم اشاره کرد، می خواهم برای مناظره با مسیحیان آماده شوم. البه پس از استراحتی کوتاه. پس عزیزانی که مایلند مرا همراهی کنند، آماده باشند و ایمیل خود را برایم در قسمت کامنتها به جا بگذارند.

یا علی مدد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 3:9  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

خطبه ۴۰ نهج البلاغه که کیوان در رابطه با حضرت علی (ع) به ما معرفی کردند. البته تمام خطبه ها که از نهج البلاغه معرفی کرده بودند، نیز در رابطه با خلافت حضرت بوده است.

وقتي از خوارج شنيد كه ميگفتند:لا حكم الا لله،فرمود:اين سخن حقي است كه از آن باطل برداشت شده.آري درست است كه جز براي خدا حكمي نيست.ولي اينان مي گويند:فرمانروائي فقط از آن خداست.حال آنكه مردم از داشتن فرمانروا ناگزيرند چه نيكو كار و چه تبهكار.فرمانروائي كه در حكومتش،مومن كار خود كند و كافر نيز بهره مند گردد.تا آنكه فرجام هريك فرا رسد.و به وسيلهءاو ماليات جمع گردد تا به دفع دشمن بپردازد و راه ها را ايمن سازد.و بوسيلهءاو حق ناتوان از توانا گرفته شود،تا آنكه نيكو كار از تبهكار در آسايش بماند.و در روايت ديگري آمده كه چون حضرت سخن ايشان را در بارهءحكميت شنيد،فرمود:منتظر داوري خدا در بارهءشمايم.و آنگاه فرمود:باري،در حكومت نيكان،پرهيزكار به كار پرستش است.اما در حكومت بدكاران،هر ستمگر و تبهكاري بهره مند است.تاآنكه زمانش پايان يابد و مرگ،او را دريابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 3:5  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

از سخنان آن حضرت است كه به خطبه مي ماند:
روزي كه همه سستي و گردنكشي ورزيدند من مشغول به كار بودم،و هنگامي كه همه مخفي شدند،من خود را آشكار ساختم،و سخن گفتم وقتي همهءسخنوران زبانشان بسته شد.و آنگاه كه همه ايستادند،در راه نور و پرتو خدا گام برداشتم.و صدايم كوتاه تر از همه بود و مرتبه ام برتر از همگان.پس زمام فضل رها كرده و آزادانه در وادي فضيلت پيش تاختم مانند كوهي كه در برخورد با تند بادها ايستادگي و مقاومت مي كند ايستادم.و براي كسي حق ايراد و خرده گيري نبود و هيچ كس را ياراي طعنه و كنايه.ذليل نزد من بزرگقدر بود تا زماني كه حق او را به او برگردانم.و زور گو نزد من خوار بود تا زماني كه حق مظلوم را از او بستانم.راضي و خشنود به رضاي الهي و تسليم اوامر او هستيم.گمان مي كنيد كه من بر رسول خدا(ص)دروغ مي بندم،در حاليكه من اولين كسي بودم كه او را تصديق كردم و نمي باشم اولين كسي كه به او دروغ مي بندد.پس در امور خود نظاره كردم و پيروي از دستور هاي پيامبر را برتر از حق خودم ديدم و ناچار تسليم پيماني شدم كه با آن بزرگوار گرانقدر بسته بودم و از روي مصلحت با اين و آن بيعت كردم و حتي دم بر نياوردم و گردن نهادم.

از کیوان ممنونم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 3:1  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

باز هم از کیوان عزیز و خطبه ۶۶ نهج البلاغه

از سخنان آن حضرت است در حق انصار.گويند:وقتي پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله،اخبار سقيفه به آن حضرت رسيد فرمود:انصار چه گفتند؟عرضه داشتند:انصار گفتند:اميري از ما و اميري از شما باشد.آن حضرت فرمود:چرا به گروه انصار اين گونه احتجاج نكرديد كه پيامبر صلي الله عليه و آله وصيت فرمود كه به نيكوكار انصار نيكي شود،و از بدكارشان چشم پوشي گردد؟به حضرت گفتند:در اين وصيت چه حجتي بر انصار است؟فرمود:اگر حكومت از آنان بود پيامبر در حق شان سفارش نمي كرد.سپس فرمود:قريش چه گفتند؟عرضه داشتند:قريش استدلال كردند كه آنان شجرهءرسولند(صلي الله عليه و آله).فرمود:به درخت احتجاج كردند،و ميوهءآن را ضايع نمودند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 2:55  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

باز هم کیوان عزیز به ما لطف کردند. نگاهی می کنیم به خطبه ۵ نهج البلاغه.

امام(ع)اين خطبه رابعد از رحلت رسول خدا(ص)و خطاب به عباس و ابوسفيان كه براي بيعت براي خلافت نزد ايشان آمده بودند،ايراد فرمود:
اي مردم!امواج فتنه را به كشتي نجات در هم شكنيد.و راه عناد و ستيز را رها كنيد،و به تبار خود منازيد.و تاج فخر و خود ستائي را از سر برداريد.رستگار آنكه با يار و ياور قيام كرد،و يا تسليم شد و آسوده نشست.اين خلافت آب گنديده اي است كه براي خورنده اش گلوگير است.و آن كه ميوهء نارسيده را بچيند مثل كشاورزي است كه در زمين ديگري كشت كند،پس اگر سخن بگويم،گويند به خاطر طمع به خلافت است.اگر سكوت كنم گويند از مرگ مي هراسد.هيهات! كه حقيقت نه اين است و نه آن،كه به خدا،پسر ابوطالب با مرگ انس دارد بيش از آنكه طفلي پستان مادر را بخواهد.اما چيزي را مي دانم كه شما نمي دانيد،و هرگز گوش تان نشنيده است،كه اگر آن را بگويم و شما بشنويد مثل طناب سست و لرزاني كه در چاه آويزان باشد آشفته مي شويد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 2:52  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

باز هم محبت آقا کیوان از وبلاگ  اتاق درد دل:

از خطبه هاي آن حضرت،زماني كه خواستند بعد از كشته شدن عثمان بيعت كنند:
مرا راها كنيد و به ديگري رو آوريد،زيرا كه ما به استقبال كاري مي رويم كه شيوه و رنگ هائي ديگر دارد.دل ها بر آن پايدار نيستند و عقل ها در آن ثابت نمي مانند.همانا افق ها را ابر هاي تيره در بر گرفته و راه و روش درستش از بين رفته است.و بدانيد كه اگر من اجابت كنم درخواست شما را،روشي را كه خودم مي دانم پيش مي گيرم و به گفتهء هيچ كس گوش نمي دهم.و به نكوهش هيچ ملامتگري اهميت نمي دهم.و اگر مرا به حال خود بگذاريد،من نيز همچون شما ها بوده،و شايد بهتر گوش دهم و بهتر اطاعت كنم فرمان حاكمي را كه كار را به او مي سپاريد،و من وزير و رايزن شما باشم بهتر است از آن كه امير شما باشم.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/25ساعت 0:19  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

این مطلب مهم و ارزشمند را کیوان عزیز از وبلاگ اتاق درد دل برایمان در کامنتها گذاشتند که البته در پست قبلی یک بار قرار گرفته شد ولی بخاطر اهمیت آن دوباره و به صورت پستی جداگانه در وبلاگ حقیقت گذاشته ام. امیدوارم که بسیاری از واقعیتها را از این خطبه نهج البلاغه درک نمایید.

از سخنان آن حضرت،دربارهءقتل عثمان:


اگر من فرمان كشتن او را داده بودم بايد قاتلش باشم.و اگر مردم را از اين كار باز مي داشتم در چشم همه يار و ياورش مي شدم،ولي جز اين نيست كه كسي كه به ياري او شتافت نمي تواند بگويد:(من از كسي كه از وي روي برتافت بهترم)،وكسي كه روي از او برگرداند نمي تواند بگويد:(كسي كه به ياري او شتافت از من بهتر است).بگذاريد در كوتاه ترين سخن علت اين كار را براي شما بگويم:او بدون مشورت و خودكامانه كار مي كرد كه كار نادرستي بود.شما هم به ستوه آمديد و بد كرديد در به ستوه آمدنتان.و براي خداست حكم قاطع در مورد خودكامي و به ستوه آمدن
.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/24ساعت 8:2  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

كم كم به آخر مناظرات مي رسيم. جاييكه اهل تسنن ديگر حاضر به پاسخگويي نيستند. واقعيتهاي تاريخي را توهين فرض مي كنند و به مظلوم نمايي روي آورده اند. اين دوستان از ياد برده اند كه ديگر دوره فريب و دروغ گذشته است. اكنون ديگر وقت آن رسيده كه هم تشيع و هم تسنن واقعيات را بگويند. ديگران به غير از مطالعه، از شعور كافي نيز برخوردارند و ديگر نمي توان اين شعور را به بازي گرفت. نگاهي به ادامه مطلب بياندازيد تا بيشتر در ماجرا قرار گيريد. در اين ميان بنده حقير شدم چوب دو سر نجس كه يك طرف .......

فقط جا دارد كه در اين ميان از كيوان، جناب شيعه(بقول خودشان اولي) تشکر و قدردانی کنم. مسافر آفاق نیز که در بین راه همیشه یاریگر ما بود. آقا محمد حسین که در این اواخر غیرت شیعه را نشان داد و آقا رضا و آقا بهنام عزیز ممنون و متشکرم. شاید بسیاری از دوستان را از یاد برده باشم. اما به هر حال از همه آنانیکه ما را یاری نمودند، بخصوص رامتین عزیز که دوره ای را تلاش بسیار کردند،نیز تشکر و قدر دانی می نمایم. امیدوارم اگر اهل تسنن سر عقل آمدند و خواستند که واقعیتهای تاریخی را توضیح دهند، باز هم یاریگر ما در این راه باشید.

یا حق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/24ساعت 7:43  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

در ادامه باز هم دوستان سوالات بیشماری را پرسیدند و برخی در مقام پاسخگویی برآمدند که بنده فقط یک مورد را پاسخ داده و باقی را به آینده موکول کردم تا به حرفهایم خدشه ای وارد نشود.  در ادامه به خصوصیات رهبری پرداختم. برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 6:52  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

در این میان دوستان اهل تسنن جوابهایی دادند که البته به پاسخگویی تمام دارد. اما به موقع و پس از پایان سخنانم که کامل به عرض دوستان خواهم رساند، به این سخنان نیز پاسخی در خور توجه می دهم که فکر نکنند که حرفهایشان دلایل منطقی دارد. در همان زمان هم به این موضوع اشاره کردم و اکنون الباقی سخنانم را دوباره در ادامه مطلب پیگیری کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 6:30  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

این سخنان در وصف حقانیت علی(ع) در کامنتهای وبلاگ اهل سنت جنوب درج شده است. برای مطالعه آنان به ادامه مطلب مراجعه کنید.

در این قسمت بیشتر محور بر روی آیه شوری بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 6:18  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

حرفهای منطقی زدیم. مدرک  از اهل تسنن آوردیم و با آن حق علی (ع) را ثابت کردیم. توهین از برخی از دوستان شنیدیم، حقایق را با مدارک مستند و مستدل بیان کردیم، تهمت توهین کردن به خلفا را به جایش شنیدیم، هر چه کوتاه آمدیم، مثل اینکه یک چیزی بدهکار شدیم.

ببخشید زودتر از موعد از مسافرت برگشتم. بخاطر کامنت محبت آمیز محمد عزیز برادر سنی ام از حرفهایی که می خواستم بزنم فعلا پشیمان شدم. بماند که ایندفعه جناب سنی دارند کمی تند می روند.

دوستان سنی، آیا هیچ اندیشیده اید که چرا برخی از حرفهای بزعم شما توهین و به گفته ما شیعیان حقیقت تاریخی، در این میان گفته می شود؟ آیا هیچ نگاهی به تاریخ کرده اید؟ یا نه از روی تعصب نظر می دهید که شیعیان در حال توهین هستند؟ و یا نه با واقعیات تاریخی آشنا هستید و می ترسید که این واعیات رو شود؟

راستی بحث شورا چرا ناگهان و به خودی خود عوض شد؟؟؟ جواب دقیق ما چه شد؟ مگر قرار نشد که شما پاسخ دهید و ما پاسخ حرفهای شما را؟ چه شد؟؟؟؟ چرا بحث را عوض کردید؟ یک نگاهی به عقب بیاندازید. دوباره که سرسری رد شدید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 6:0  توسط محمدرضا بلبل پور  |