تبليغاتX
<BlogSky:Weblog PageTitle />

حقیقت

سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 4:48  توسط محمدرضا بلبل پور 

ماهنامه فرهنگی-مذهبی کربلا کاری از کانون شهید مرادی وابسته به هئیت متوسلین به حضرت علی اکبر(ع) کوی شهید سرلشکر فلاحی شهر رشت به جمع یاران حزب اللهی پیوست. از برادران حزب اللهی جهت تشویق جوانان کانون شهید مرادی دعوت می شود جهت تبادل لینک با وبلاگ کربلا از طریق وبلاگ حقیقت اعلام آمادگی نمایند.

با تشکر از وبلاگنویسان حزب اللهی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 4:42  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

در پي اختلافات قبلي، فيفا، كليه فعاليت‌هاي فوتبال ايران را به حالت تعليق نامحدود درآورد. در همين زمينه، آحاد مختلفي از امت هميشه در ميدان و به ويژه بر و بچه‌هاي سرويس ورزشي «بازتاب» (مباركي اينا) دست به دامان ما شده و درخواست رهنمود براي حل اين معضل را داشته و دارند. متأسفانه از آنجايي كه اينجانب، هيچ علاقه‌اي به فوتبال ندارم و تا همين چند وقت پيش نمي‌دانستم كه رسول خادم در نوك حمله بازي مي‌كند يا پاسور لب تور است؛ هيچ راه‌حلي براي اين مشكل به ذهنم نمي‌رسد. با وجود اين، با توجه به اين‌كه اين روزها اظهارنظر در مورد فوتبال برابر است با ابراز وجود و ساكت بودن و راهكار ندادن براي اين معضل، از حناق گرفتن هم بدتر است، از بقيه تخصص‌هايمان استفاده كرده، يك سري راه‌حل تلفيقي را «نديد» ارايه مي‌دهم:

1ـ حل مشكل به شيوه دولت خدمتگزار:
اول با خودمان مي‌گوييم: «ما رو تعليق كردن؟ ... غلط كردن تعليق كردن... اصلا اونها چه كاره‌ان كه ما رو تعليق كنن... پدرشونو درمياريم... لامصب‌ها» و بعد يك نامه 63 صفحه‌اي خطاب به رئيس فيفا مي‌نويسم و در آن از وضعيت نابهنجار سياه‌پوستان در آمريكا و فساد سفيدپوستان در آفريقاي جنوبي و سوراخ شدن لايه اوزون و انقراض ببر بنگال در استراليا گلايه مي‌كنيم. بعد نامه را مي‌دهيم وزارت امور خارجه تا نامه را براي دبيركل سازمان ملل پست كند و بعد از مشاور جوانمان مي‌پرسيم: «من واسه چي نامه نوشتم؟».

2ـ حل مشكل به شيوه گفت‌وگوي تمدني:
در يك سخنراني سه ساعته، ضمن تجليل از فرهنگ غني انگلوساكسون، شرح مبسوطي از تاريخ پيدايش فوتبال به دست (يا پاي) مردم شريف انگلستان ارايه مي‌دهيم. بعد، ضمن قبول تمام اشتباهات تاريخ فوتبال و عذرخواهي شديد از تمام اعضاي فيفا، التماس مي‌كنيم ما را از تعليق دربياورند و قول مي‌دهيم اگر اين كار را بكنند، ما هم تمام فعاليت‌هاي اتمي‌مان را تعليق كنيم.

3ـ حل مشكل به شيوه كارگزاراني:
يكي از بچه‌ها را احضار مي‌كنيم و يك چك سفيدامضا مي‌دهيم به دستش تا برود سرِ سه سوت مشكل با «سپ‌ بلاتر» را حل كند. فقط قاطعانه يادآوري مي‌كنيم كه اگر اين دفعه هم ناخنك بزند، دمار از روزگارش درمي‌آوريم.

4ـ حل مشكل به شيوه انصار:
تيليف مي‌زنيم به بروبكس، دويست تا آدم، 150 تا موتور هوندا، سه تا بلندگو دستي، پنجاه تا چوب دستي، ده تا نانچيكو، چهار ليتر بنزين... همه دم در نمايندگي سفارت فيفا تو ايران جمع بشن. (ئه!... سفارت نداره؟ حالا اينا رو چيكار كنيم؟).

5ـ حل مشكل به شيوه اصلاح‌طلبان نارنجي:
به پرستو جون مي‌گيم يه پتيشن درست كنه توي اينترنت، كه توش نوشته باشه كه مقصر همه اينا احمدي‌نژاده و ما بمب اتم نمي‌خوايم و سنگسار بايد لغو بشه و دخترا بايد برن ورزشگاه و... اگر تهش جا بود، به اين حكم فيفا هم اعتراض مي‌كنيم. بعد اون رو مي‌ذاريم روي اينترنت واسه هشت ميليون امضا و هيفده سال صبر مي‌كنيم تا امضاها كامل بشن.

6ـ حل مشكل به شيوه تحريمي‌ها:
ضمن استقبال از اين محروميت، آنقدر در مسابقات فوتبال شركت نمي‌كنيم، آنقدر شركت نمي‌كنيم تا به مرور زمان فوتبال در سطح جهان كم‌اهميت‌تر و كم‌اهميت‌تر شود تا آنجا كه طي مرور زمان، كلا ورزش فوتبال و به تبع آن فيفا نابود شود. آن‌وقت تيم‌هاي ملي فوتبالمان را فعال مي‌كنيم و البته چون تيم ديگري در جهان نيست كه با آن مسابقه بدهيم، قهرمان جهان خواهيم شد.

7ـ حل مشكل به شيوه روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب:
به دوستان مي‌سپاريم اگر كشوري را مي‌شناختند كه مجوز فيفا دارد، اما تيم فوتبال ندارد،‌ آن را به ما معرفي كنند. بعد با طرف وارد معامله مي‌شويم تا از مجوزش استفاده كنيم!(1)

8ـ حل مشكل به شيوه اعتماد ملي:
دم انتخابات، شيخ مهدي كروبي نامه‌اي سرگشاده به شيخ احمد جنتي مي‌نويسد و در آن طي باز كردن يك كاميون نوشابه براي خودش، مسئوليت محروميت تيم ملي فوتبال ايران را متوجه شوراي نگهبان مي‌كند.

9ـ حل مشكل به شيوه وكالتي:
طرح انگشت‌نگاري از اعضاي فيفا در صحن مجلس، مطرح و پس از 23 بار خارج و وارد كردن آن در دستور كار هيأت رئيسه مجلس، سرانجام طرح پس از زد و خورد مفصل موافقان و مخالفان به تصويب مي‌رسد. همچنين كميته ويژه‌اي مسئول رسيدگي به تعليق تيم‌هاي ملي فوتبال ايران مي‌شود كه آنها بعد از سه سال اعلام مي‌كنند، مقصر خلبان بوده است.

10ـ حل معضل به شيوه روزنامه‌هاي اصولگرا:
با مديرمسئول روزنامه خودمان در اين خصوص مصاحبه مي‌كنيم و بعد مشروح نظرات ايشان در تعيين تكاليف فيفا و فوتبال و ورزش و سياست و انرژي اتمي و نظام كاينات را در قالب تيتر يك روزنامه فردا در صفحات اول و دوم و آخر منعكس مي‌كنيم.

11ـ حل معضل به شيوه سازمان تربيت بدني:
اي بابا ... اگر آقاي علي‌آبادي حل معضل بلد بود كه كار به اينجا نمي‌رسيد!

پانويس:
1ـ اين طرح را دبير سرويس يكي از همين روزنامه‌ها به من گفت ـ متشكرم.

منبع: بازتاب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 1:39  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

خدا وکیلی حق دارم که عصبانی بشم یا نه!

آقا محمد! مثه اینکه اصلا مطالب رو مطالعه نمی کنی! کجای کاری برادر من! در مورد نامه حضرت علی به معاویه توضیح دادم، بد گای دادی عزیزم! یکبار دیگه مطالعه کن. شاید پیداش کنی.

از دوسان عزیز رامتین در وبلاگ مسلمين آگاه باشند كيوان عزيز از وبلاگ اتاق درد دل جناب شيعه كه متاسفانه از ايشان نام وبلاگي نداريم متشكرم كه در اين راه همراهيمان نمودند.

براي مطالعه آخرين نظزات به ادامه مطلب مراجعه كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 0:40  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

این چنین است که محمد از من عصبانی می شود. بخاطر چه نمی دانم؟؟؟ با این طرز بیانشان نشان دادند که اصلا نگاهی به کتب تاریخی خود اهل تسنن از جمله تاریخ طبری که در نزد علمای اهل تسنن بسیار اعتبار دارد و همچنین تاریخ بیهقی، نيانداخته اند. محمد عزيز! اگر كمي هم در كنار مطالعه كتب مذهبي اهل تسنن، نگاهي به كتب تاريخي مي انداختيد، هيچگاه اينچنين خشمگين نمي شديد. آنچه كه گفتم همه بر پايه كتب تاريخي بود و لاغير. بنابراين در اين مورد ناراحتي شما را بي دليل مي دانم. اگر فكر مي كنيد كه مشكلات و بخصوص مسايل مطرحه در كتب با عذرخواهي من حل مي شود، بحثي نيست، اينقدر وجودش را دارم كه عذرخواهي هم كنم. اما حقيقتي است انكار ناپذير در تاريخ كه طبري نيز بر آن صحه گذاشته. شما فكر مي كرديد كه من از روي عصبانيت اين مطالب را نوشتم. در صورتي كه تنها مطلبي كه مرا آزار داد و مرا بسيار عصباني كرد، تحليل شما در مورد خطبه شقشقيه بود. در صورتيكه شما ابتدا توهين را آغاز كرديد. همانجايي كه گفتيد: نشان از روحيه حضرت علي در آخر عمرشان داشت. مي دانيد اين جمله شما يعني چه؟ يعني مولايمان در آخرين روزهاي عمرش رو به ديوانگي و روانپريشي گذارد. آيا اين جمله از سوي شما صحيح بود، كه بيان شود؟ در حاليكه شما نظر شخصيتان را بيان كرديد و من از تاريخ طبري گفتم. اما به خاطر شما برادر مسلمانم، از حضورتان عذر مي خواهم. شايد بيان اين مطلب در اينجا نبايد مي شد و من كمي عجله كردم. اما شما چه؟ براي چه به مولي الموحدين اينچنين توهين نموده و مورد تهمت قرارشان داديد؟ آيا درست بود؟ شما حتي به سليم بن قيس هلالي نيز توهين كرديد، بدون اينكه بدانيد ايشان در چه تاريخي زندگي مي كرده و كتاب اسرار آل محمد در چه زماني نوشته شده و چگونه از آن نگهداري شده. در حاليكه به شما عرض كردم كه امام جعفر صادق آن را تاييد نموده، شما ادعا كرديد كه در زمان صفويه نوشته شده. كمي جالب نيست.دوران حضرت امام جعفر صادق با زمان صفويه از نطر زماني چند سال با هم تفاوت دارند؟

و اما در مورد دوستمان محمود عزيز! من با نظري كه ايشان گذاشتند، مخالفم. ايشان هم نظريه شخصي خودشان را بيان نمودند. ما قرار شد كه مستند حرف بزنيم و اگر جايي را فراموش كرديم كه مدرك بياوريم، با يادآوري دوستان مدارك را اعلام كنيم. اما محمود نظر شخصي خودشان را اعلام نمودند كه به خاطر توهين شخصي و بدون مدرك تاريخي و دلايل كافي، با اداي احترام به شخصيتشان، نظرشان را حذف كردم. من حتي آماده شنيدن نظرات دوستان اهل تسنن نيز هستم، تا در مورد اختلافات به مناظره منطقي بنشينيم. اما....

در پستهاي بعدي نظراتم را كاملتر بيان مي كنم.

يا صاحب حق و حقيقت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/02ساعت 1:16  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

كامنتهاي محمد را بررسي كرديم و تا آنجا رسيديم كه ايشان در مورد قيام عاشورا سوال نموده بودند. اكنون و در ادامه بررسيها به سراغ كامنتهاي بعدي مي رويم. چنانچه مايل به مطالعه نظرات ايشان و جوابهاي بنده مي باشيد به ادامه مطلب مراجعه فرماييد. البته اين نظرات مربوط به مناظرات 28 است كه در همين وبلاگ درج شده است و اكنون در مناظرات 34، ادامه به پاسخگويي نموده ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/02ساعت 0:55  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

مطلبی است خارج از مناظرات و بسیار کوتاه. هر چند در آن می توان نشانه هایی از برخی ابهامات در مورد معصومین علیهم السلام را دریافت نمایید. امیدوارم مورد پسند قرار گیرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/02ساعت 0:35  توسط محمدرضا بلبل پور  | 

محمد در آخرین نظراتش بسیار خشمگین نشان می دهد. البته در یک مورد حق به ایشان می دهم و در موارد دیگر خیر. در پستی جداگانه در این مورد سخن خواهم گفت. برای مطالعه آخرین نظرات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/02ساعت 0:16  توسط محمدرضا بلبل پور  |